مستقر در ماه

بهشت

پنجشنبه, ۵ شهریور ۱۳۹۴، ۱۱:۲۰ ب.ظ

 

تا حالا خوشه ی برنج دیده بودید؟

امروز غروب در روستای مادری فرصت این را داشتم تا با دوربینم بازی کنم :)



نظرات  (۱۰)

خوش به حالت.... خیلی جای قشنگی است.. خیلی... 
پاسخ:
خیلی قشنگه
ار بچگی اینجاها رو دیدم اما سیر نشدم هیچ وقت :)
کیلوومتر ها از خانه ام دور افتاده ام این پست زنده باد...
پاسخ:
:*
این انصاف نیس که ما تو تهران داریم دود میخوریم و اونجا آب و هوا عالیه :|
پاسخ:
سعادت نداری دیگه :)))
۰۶ شهریور ۹۴ ، ۱۰:۱۴ نیمه سیب سقراطی
چرا انقدر عکسات حس حسودی آدمو قلقلک میده آیدا ؟؟؟ ^_^
پاسخ:
ناااازی ^_^
بوس بهت :*
۰۶ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۵۰ شیمیست خط خطی
واقعا هم بهشته :)
پاسخ:
اوهوم ^_^
عصر جمعه خود را چگونه گذراندید... 
من  شجریان گوش دادم... گریه کردم.. تو تنهایی.. درس خوندن... 
به نظرم کیک پختن  تو کار بهتری بود... 
پاسخ:
آبان جان :(
شاد باش لطفا :(
هر چند میدونم درس خوندن به خودیه خود گریه دار هست!!
اصن داغونم میکنی با این عکسات :)))
پاسخ:
:)))
به به! پربرکت باشه :*
پاسخ:
ممنونم ^_^

یاد شعر سهراب افتادم...

مردم آبادی چه صفایی دارند...

روستای مادریتان به چه نام هست؟

پاسخ:
عرض می شود خدمتتان :)
۰۷ شهریور ۹۴ ، ۱۶:۴۳ فاطمه (خط سوم)
ای وای چه خوبه اینجا..
خوش بحالت آیدا جان. شدیدا دلم چند روز استراحت تو همچین جایی رو میخواد.

+
کیک پست بعدت هم خیلیی هیجان انگیز و همینطور عکست هم خیلی خوب شده. خوش به سعادت خورندگان کیکه!!
پاسخ:
قربانت فاطمه جان ^_^

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">