مستقر در ماه

از کتاب سرگذشت یک چاق

يكشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۴، ۰۲:۱۱ ق.ظ

دو سال پیش یک چاق ِ غمگین بودم که سعی میکرد ادای چاق های خوشحال را در بیاورد

سال پیش یک هیکل متعادل داشتم و نسبتا شاد بودم و همچنان سعی می کردم خودم را به سمت خوشحالی میل دهم

امسال که دیگر چاق نیستم و همچنان هیکلم متعادل است و بهانه هایم برای شاد بودن بیشتر از تعداد انگشتان دست است؛ توی سوراخ سنبه ها، زیر فرش، لای جرز دیوار؛ دنبال بهانه ای برای نق زدن می گردم.

فکر نمیکنم سال دیگر یک باربی باشم؛ اما امیدوارم بهانه های شادیم از 10 تا به 20 تا افزایش پیدا کنند و کمتر مثل پیرزن ها غر بزنم.


+ در مسابقه ی کتابخوانی شرکت کنید.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۶/۰۸

نظرات  (۱۰)

سلام..خسته نباشید واقعا دستتون درد نکنه...سایت خیلی قشنگی ساختید...واقعا زحمت میکشید... 
سلام.افرین به خدا نسیب ما کنه
پاسخ:
:)
خـداقوت وآقعا .. ;D

ان شاالله .. ;D
۰۸ شهریور ۹۴ ، ۱۰:۴۱ فانتالیزا هویجوریان
بنی بشر هر طوری بشه یک بهانه ای برای غر پیدا میکنه!! :))
پاسخ:
دقیقا همینطوریه:)))
به نظر من شادیتون ربطی به هیکل و تناسب اندام نداره..سعی در میل دادن خودتون به سمت خوشحالی باعثش هس! که امیدوارم بیشترو بیشتر شه
خوش بحالتون که دنبال بهونه‌ای هستین واسه نق زدن و مثه من نق نقو نیستین!

پاسخ:
ایشالا شما هم دیگه نق نقو نباشین:)))
۰۸ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۵۷ شیمیست خط خطی
بهانه های شادی رو دوست دارم :)
پاسخ:
منم^_^
نه چاقی خوشبختی می اورد ..نه لاغری خوشبختی ...آه ..
پاسخ:
آبان:/خوشحال باش بینم:/
رویاهات عوضی شدن که:/
پاسخ:
چرا عوضی؟:)))
قبلن بچه مایه دار بودی الان با یه شوهر اینطوری :))
پاسخ:
:))))
بعله دیگه خوشی زده زیر دلمو :))))
و من همچنان یک چاخ نیش بازم :D
امیدوارم نمودار بهانه های شاد بودنت صعودی باشه :*
پاسخ:
اصن پرچم تپولوها بالاست :))) ^____^
مرسی دوست جاااان :* ایشالا :)