مستقر در ماه

یک دختر لنگ خوشبخت

يكشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۴، ۰۸:۴۷ ب.ظ

دیشب که داشتم برنامه هامو تو ذهنم ردیف می کردم، با خودم گفتم 8 دانشگاه هستم؛ تا ساعت 9 !! ثبت نام می کنم بعد هم تاکسی میشینم میرم فلان اداره تا مدرکمو بگیرم(مدرکی که ثابت میکنه من اجازه ی انجام کار تو آزمایشگاهو دارم).

طبق معمول برعکس چیزی که همیشه آدم فکر میکنه، زمان کش اومد ولی به طرز عجیب و شگفت انگیزی همه چیز دقیقا سر دقیقه 90 جور شد. صبح که داشتم می رفتم؛ کفش اسپرتم رو نپوشیدم(خواستم با پوشیدن کفش مورد علاقه م خوشتیپی رو در حق خودم واسه روز اول ثبت نام تموم کرده باشم :دی هرچند کفشای کمی بلندترم هم استاندارد هستن(نکته ی آموزشی بود این :دی) ) ؛ با وجود اینکه الان میلنگم :| اما خوشحالم ^_^ و اکنون شرح بهترین خبرای امروز رو بخونین:

1-صبح ثبت نام کردم و کارت دانشجویی گرفتم ^_^؛ اما تا ساعت یازده و نیم طول کشید :|

2-بعد داشتم میرفتم سمت تاکسی ها تا برم  اون اداره مدرکمو بگیرم؛ گوشیمو نگاه کردم دیدم استاد خطم پیام داده و بعلهههههههههه تو امتحان دوره ی عالی؛ مرحله ی اول رو قبول شدم ^_^ که میشه همون امتحان های چلیپا و کتابت ^_^ و با خوشحالی زنگ زدم به استادم و بهش قول دادم که بزودی برای برنامه ریزی آموزش خط دوم (نسخ) برم پیشش :| (با اجازتون من قصد خودکشی دارم!!چطور میخوام هم درس بخونم هم سرکار برم هم خطمو ادامه بدم الله اعلم :|)

3-تا رسیدم به اون اداره و همچنان نفس نفس میزدم؛ آقای مدیر:{ زنگ زد :| گفت چی شد قرار بود اون مدرکو بگیری؟ :{ (خشن بخونین) منم با افتخار گفتم اومدم تا بگیرم !! الان ساعت دوازده و ربع بود. و بلاخره مدرکمم گرفتم ^_^

4-بعد هم لنگان لنگان :))) خودمو به دفتر مرکزیمون رسوندم تا هم کپی مدرکمو تو پرونده م بذارن؛ و هم اینکه... خب ولش این قسمتش پولیه حالا باز میاین میگین شیرینی :))) 


خلاصه که الان یک دختر لنگ هستم و دارم تاوان ِ سخت خوشتیپی رو پس می دم. بیاین یک صدا به مسئولین آسانسور دانشگامون ناسزا بگیم تا دلم خنک شه :|


:: حالا زیادم مهم نیست کلاسای دانشگاه از شنبه تا سه شنبه با یه برنامه ی افتضاحه؛ نه؟


+ اختصاصی برای میم: من از روزی نو شدم و انگیزه ی تلاش پیدا کردم که بهم گفتی: "تو بلاخره به همه ی چیزایی که اراده کنی می رسی؛ به ظاهر ممکنه روالت رو کند کنی؛ اما اینقدر پافشاری میکنی تا به خواسته ت برسی."

شاید خودتم ندونی که چه تاثیر مهمی تو زندگیم داشتی... اما این لبخند برای توئه میم :)

نظرات  (۱۷)

۲۲ شهریور ۹۴ ، ۲۰:۵۰ مهدی ابوفاطمه

لایک

پاسخ:
اسپم :|
جالب بود خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
پاسخ:
:| اسپم؟

نیست حالا شیرینیهای قبلی رو دادی :)))))

انشا الله همیشه موفق باشی.

پاسخ:
باشه پست بعدی رو پر از عکس شیرینی و کیک میذارم :)))
مرسی آقا یاسر ^_^
وای عزیزم مبارکه..چه ذوقی میکنم وقتی میبینم تو دوره های خطاطی قبول میشی :))
پاسخ:
احتمالا آینده ی خودتو وقتی که کلاس خط رفتی باهاش تطبیق میدی :)))
مرسی عزیزم ^_^
خدا قوت :)
1. مبارک باشه الهی :*
2. ایوووووول. اینم مبارکت باشه دوست جان هنرمند :) شما میتونی هم به خط، هم به درس و هم به کارت برسی :* موفق باشی ایشالا.
واسه بقیه اشم باز خدا قوت.
خدا میم رو برای شما حفظ کنه :)
شیرینی مونم بعدن میگیریم :D
پاسخ:
خیلی خیلی مرسی دوست جان ^__^
با دعاهای خیر شما ^_^
ایشالا ایشالا :)))
:**
تبریک تبریک
انشالله همیشه زندگیت پر باشه از این خبرهای خوب و این فعالیت های نفسگیر اما سرنوشت ساز:)
پاسخ:
ممنونم فانوی عزیزم ^_^
نفس گیرش رو خوب اومدی :))
مبارکه.نمیدنم قبلا اینجا کامنت گذاشتم یا نه.اما مدتیه دنبالت میکنم.لیسانستم همین دانشگاه بودی؟راستی همسن هستیم:)
پاسخ:
بلی کامنت گذاشتی :)
اوهوم همینجا بودم :)
جدی؟ چه خوب :]
میگه اول تا ممتاز نستعلیق برو بعد برو سراغ خط دوم.چون بعدا به خاطر این تغییر دچار مشکل میشی.
پاسخ:
والا خودمم امروز که داشتم فکر میکردم دوست نداشتم فعلا برم نسخ
دوست دارم تو نستعلیق قوی تر بشم
اما خب مگه اینطور نیست که تا نسخ رو قبول نشه آدم مدرک دوره ی عالی رو نمیدن؟
تبریکات فراوان همراه با صد افرین های خوشگل و بعلاوه ی یک بوس از پیشانی :)
ان شا الله که همیشه لبت لبخند باشه ...
پاسخ:
ممنونم اسقف اعظم ِ عزیزم ^_^
مرسی :*
اولا تبریک به خاطر این همه موفقیت چشم گیر
دوما مرحبا به آقا یا خانم میم که همچین انگیزه ی بالایی درون تو ایجاد کرده
سوما شیرینی ندی می کشیمتتتتت
ههههههههههه
پاسخ:
مرسی مرسی و مرسی ^_^
بعد اینکه چجوری شیرینی بدم آخه :)))
۲۳ شهریور ۹۴ ، ۱۷:۵۶ خانوم ِ لبخند :)
سلام : )
این اراده ای که داری رو به شدت تحسین می کنم و مطئنم آدمای با اراده ای مثل تو، لایق بهترین ها هستن آیدا جان..

نه اینکه همه ی اینا رو از این پستت فهمیده باشم. نه! فقط خواستم بگم مدت هاست میخونمت ..چه اون روزایی که بلاگفا بودی و خط رو تازه شروع کرده بودی و واسه کنکور ارشد می خوندی، چه این روزایی که خبر قبولی ارشدت رو می شنوم و طی شدن دوره های خوشنویسیت رو ^_^
دلت شاد و لبت خندون، موفقیتت آرزومه آیدای خوب : )

پاسخ:
سلام^_^
وای وای وای شرمنده نکن ^_^
مرسی عزیزم
منم برات آرزوهای خیلی خیلی خوب دارم :*
۲۴ شهریور ۹۴ ، ۱۰:۳۱ شیمیست خط خطی
امیدوارم همیشه در راه موفقیت قدم بزنی :) حالا شاید یه وقت هایی هم راه رفتن سخت بشه :))
پاسخ:
مرسی دوست عزیزم ^_^
بعله خب یه وقتایی هم سخت میشه :))
۲۴ شهریور ۹۴ ، ۱۹:۰۷ مصطفی موسوی
یادته پارسال چقد آه و ناله میمردی؟!
خدا کارشو خوب بلده :)
پاسخ:
نه من که چیزی یادم نمیاد؛ تو چی؟ :))
مرسی از خدای مهربون ^_^
دست گلت درد نکنه :)
رفتم ببینم چکار می کنم
پاسخ:
باشه عزیزم
بازم سوالی داشتی بپرس :)
هرچند واقعنی خودمم کد نویسی بلد نیستم :))
میگه مشکلی وجود نداره. اصلا آدم عاقل نستعلیقشو تموم می کنه بعد میره سراغ خط دوم:دی
پاسخ:
کی میگه؟:)
مرسی حالا ببینم استادم چجوری برنامه ریزی میکنه:]
خواهرم که ممتاز نسخشو گرفته و 5 ساله لنگ ممتاز نستعلیقشه.
پاسخ:
جدی؟
نمیدونستم نسخ هم ممتاز داره!
فک میکردم همین عالیه فقط
شما خودتم کار میکنی؟
یکم تفریحی...ولی هیچ امتحانی ندادم تا حالا.فقط نسخ می نویسم.
پاسخ:
خوبه :)