مستقر در ماه

سنگ و لنگ

پنجشنبه, ۹ مهر ۱۳۹۴، ۱۲:۰۳ ق.ظ
ترس از "از دست دادن" چیزی است که این روزها افتاده به جانم. نمی دانم بعد از مرگ دخترعمو این حس در من تشدید شده، یا بعد از فاجعه ی منا. ترسانم و گوش به زنگ خبرهای بد هستم. در کتاب سینوهه، در قسمتی از کتاب، سینوهه تعریف می کند که وارد منطقه ای می شود که مردمانش مرگ را نپذیرفته بودند. به این صورت که وقتی کسی می مرد، هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دادند و طوری فرد مرده را دور می کردند که کسی خبردار نمی شد. هیچ قبرستانی وجود نداشت و کسی برای فرد از دست رفته عزاداری نمی کرد و ...
این روزها بیش از هر چیزی دلم برای مردم غمگین ایران می سوزد. مردم غمگینی که بلاهای جور واجور سرشان می آید و دم نمی زنند. مردمی که تنها امیدشان برنامه خندوانه است و همین دلخوشی هم کم و بیش از آنها گرفته شده.
گاهی از خودمان می مانم که چطور با این همه کمبود جشن، کمبود شادی، کمبود پایکوبی زنده ایم. توروخدا نیایید بگوید شادی یک چیز درونی است و این ها. همه می دانیم که محرک های شادی هم باید وجود داشته باشند. واقعیتش هم این است که ما مردم غمگینی هستیم و علاوه بر اینکه بهانه های شادی دسته جمعی مان در برنامه خندوانه خلاصه می شود و شادی و جشن درست و حسابی نداریم؛ به صورت هم راستا و هم افزا بلایای غم انگیز هم روی سرمان هوار می شود. همان ضرب المثله هرچی سنگه زیر پای لنگه...
فکر میکنم تنها راهش این است که ما راه و روش آن قوم توصیف شده در کتاب سینوهه را در پیش بگیریم. قوم مینوی اگر اشتباه نکرده باشم.


:: این که استادها می آیند می گویند مقاله بدهید خوب است و این ها چجوری است؟ می دانم سوالم خیلی کلی است. اما منظورم این است که مثلا آدم باید به همایشی چیزی مقاله بدهد دیگر؟ همینطوری که نمی شود در مورد موضوعی دلبخواهی کار کرد؛ می شود؟فکر کنم خیلی مشخص است که هنوز توی باغ این جور چیزها نیفتاده ام! اما خب دارم تلاشم را می کنم بفهمم چی به چی است! می خواهم مقاله بدهم :| حالا به چی یا به کی یا با چه موضوعی را خدا می داند :|

نظرات  (۸)

۰۹ مهر ۹۴ ، ۰۴:۳۷ بندانگشتی
خدا رحمت کنه رفتگانتون رو :* کلا هر جایی که شیطان جولان بده، غم زیاده :P حالا شامل حسادتها و خودخواهیها و قدرت طلبی ها و بدذاتیها و ... به نظرم خیلی از شادیهای ما با این چیزا گرفته میشه. با آدمهایی که دم از دین میزنند ولی دیندار نیستند. با آدمهایی که حرف از مهربانی و خوبی میزنند، اما تو رفتارشون اینو نمیبینی. چه در مقیاس آدمهای معمولی و چه در مقیاسهای بزرگتر...
ولی در هر حال مجبوریم که از درون خودمون رو حفظ کنیم و تا حد امکان اثر عوامل بیرونی رو کمینه کنیم :D اتفاقا راجع به این بهبود از درون میخواستم یه مطلب بنویسم ولی هنوز تو ذهنم مرتب نشده :P

+ برای مقاله دادن، به نظرم بهتره که در کنار یک دانشجوی دکترا و به عنوان کمک دستش شروع کنید و انجام بخشی از کارش رو به عهده بگیرید. اگر استادی باشه که دانشجوی دکترا داره خیلی خوبه. اگرم ندارید که خب خود استاد کمک میکنه. معمولا، اول مقاله کنفرانسی (البته اون کنفرانسایی که مقاله کامل میگیرن) هدفه و بعد ژورنال. ما معمولا اینطوری میکنیم که بخشهای مختلف کارمون رو میفرستیم به کنفرانس و بعد جمعبندیشون میکنیم و کاملتر میکنیم و میفرستیم برای ژورنال. اینطوری، کیفیت مقاله بالاتر میره :) به نظرم حتما از حالا پیگیر کار پژوهشیتون باشید تا هم بتونید به موقع دفاع کنید و هم موقع دفاع مقاله داشته باشید که برای قبولی تو دکترا هم خیلی کمکتون میکنه  :) :*
پاسخ:
مرسی دوست جان...
دانشگامون تازه دکترا اورده، نمیدونم دانشجوهاش تو چه حال و روزین :|
بعد اینکه دلم میخواد خودم تنهایی کار کنم:دی یعنی اعتماد به نفسم سقفو سوراخ کرده:))
مرسی دوست جان بابت راهنماییتون :*
این فاجعه منا غم دلگیری رو به جامعه حاکم کرده، من اصلا نمیتونم به اخبارش گوش بدم. واقعا خدا به داد خانواده های داغ دیده برسه. اما این حس از دست دادن به نظرم همیشه با آدم هست. یعنی خب، بنظرم فقط گهگاهی کم و زیاد میشه وگرنه هیچوقت نیست که نباشه...

درمورد مقاله بگم، استاد ما هم گفته مقاله بدین(برای پایان ناممون) و خب یه عالمه لینک همایش برامون فرستاده، یبارم دانشگاهمون همایش بین المللی راه انداخت و همه رو مجبور کردمقاله بنویسن تا یاد بگیرن. موضوع همایش ها رو نگاه کن(یکسری سایت هست که  لیست همایش ها رو هم داره، من برای شهرسازی و معماری شو فقط سراغ دارم متاسفانه) ببین در مورد هیچ کدومش علاقه ای به تحقیق داری یا نه  بعد تو سایت سیویلیکا مقاله های مرتبط رو بخون تا روال کار دستت بیاد.
مقاله نویسی خیلی مهمه اگه بتونی یه موضوع با پتانسیل بالا برای تحقیق انتخاب کنی بعدا تو اپلای شدنت خیلی تاثیر گذاره. اگه موضوع خیلی مهم و خوبی باشه ممکنه تو امریکا پذیرش کنن و هزینه تحقیقاتتو بدن و برای دکترا بورسیه ات کنن. یکی از آشنایان ما برای هلند و یکی دیگه برای امریکا فقط بواسطه موضوع تحقیقاتشون بورسیه شدند. با اینکه ریز نمراتشون چنگی به دل نمی زد.
پاسخ:
ممنون بابت راهنمایی هات :)
سیویلیکا عضو شدم و چندین تا مقاله گرفتم
با اینکه من برای پایان نامه کارشناسی خیلی زحمت کشیدم، منتها روالش اینجوری نبود..بهم چند تا مقاله خود استاد داد که بخونم ترجمه و تحلیلش کنم. الان فکر میکنم تو این فرمت بود برام بهتر میشد...
مرسی ازت :)
۰۹ مهر ۹۴ ، ۱۴:۲۰ شیمیست خط خطی
:))) منظورشون مقاله از پایان نامه است و شما تا پایان نامه اتو شروع نکنی از چی می خوای مقاله بدی؟!! از الان میگن که تا قبل دفاع مقاله داشته باشید، تریپ تاکید و اینا :))
البته می تونی review بدی یعنی یه موضوع انتخاب کنی بعد همه مقالاتی که درباره اون موضوع چاپ شده رو بررسی کنی و ازشون گزارش بدی :)
پاسخ:
الان یه همایش پیدا کردم و میخوام مقاله بدم :))
نمی دونم حتما موضوعم باید مرتبط با پایان نامه باشه یا نه :دی
۰۹ مهر ۹۴ ، ۲۲:۵۳ فاطمه (خط سوم)
واقعا مردم ایران جزو افسرده ترین ملت هان متاسفانه
+
ایدا جان به نظرم اول بهتره در یک سری کارگاه ها با عناوین روش تحقیق،جستجوی منابع،پروپوزال نویسی و مقاله نویسی شرکت کنی چون لازمه ی پژوهش موفق،داشتن دانش کافی هست.
کارگاه ها رو ممکنه دانشگاه خودتون برگزار کنه(میتونی توسایت بگردی یکم خصوصا اگر دانشگاتون کمیته تحقیقات دانشجویی داره) . حیف تهران نیسی وگرنه من تو این امور تا حد خوبی مطلعم و تو بقیه دانشگاه های تهران لینکی دارم که امار کارگاه هاشونو میدونم.ت
تو نت هم میتونی تاحدی بگردی راجب روش تحقیق اطلاعات کسب کنی.مقاله نویسی و روش تحقیق رو اگر الان انجام بدی قطعا واسه نوشتن پایان نامه ات مهارت و تجربه ی بیشتری داری و از صفر لازم نیس شروع کنی
پاسخ:
راست میگی. چون من تصمیمم عوض شده بود و دیگه قصد ادامه تحصیل نداشتم، بی خیال پی گیری این موضوعات شده بودم...
الان باید سعی کنم خودمو برسونم..
ممنونم ازت فاطمه جان :)
منم از مرگ و نبود خانواده ام خیلی میترسم آیدا
بغضی شبا از ترس نبودشون خوابم نمیبره
پاسخ:
فک کنم ویژگی مشترک بیشتر آدماست...
فک کنم من تنها کسیم که برنامه خندوانه رو نگاه نمیکنم
چراشم نمیدونم:))
من پروژه پایانیم یه مقاله شد که برای ارائه نتونستم خودم برم
ارائه افتاد زحمتش گردن دوستم
به اسم خودش ارائه داد
مقاله خاطری خوبی برام نیست
بخند که خدا بنده های خندانش را دوست تر می داره نبات ره:)
پاسخ:
خندوانه خیلی خوبه
مخصوصا این سری کمدین برتر;ببینش حتما:)
برای مقاله همایشی نمیخواد زیاد وقت بذاری (هرچی بفرستی قبوله:-0 )
سعی کن یه مقدار که دیتا از پایان نامه ت بدست آوردی یه علمی-پژوهشی بنویسی (مجلات داخلی)
بعد هم isi

+موضوع=کاری که انجام دادی :-)
فقط باید مجله ی مرتبط برا چاپ کارت پیدا کنی
پاسخ:
مرسی از راهنمایی هات:)

سلام آیدای عزیزم، این روزها عجیب حجم غم زیاد شده...من اصلا اخبار رو دیگه دنبال نمی کنم،تو اینستا هم وقتی می بینم دارم خبر مرگ میدن خودمو میزنم به اون راه...خیلی خیلی خیلی افسرده ام از اینهمه خبرای بد...

آیداجان شما هم مثل رشته ی ما فک کنم کارای آزمایشگاهی داری،درسته؟ماها برای اینکه مقاله داشته باشیم چون کارای آزمایشگاهی وقت گیره و تو این دوسال هم همه ی تلاشمون رو برای پایان نامه میذاریم و... برای نوشتن مقاله پیگیر اساتید میشیم، اونا همیشه درحال تحقیق و نوشتن مقاله هستن، برو پیش استاد راهنمات و بهشون بگو اگه درحال انجام پروژه ای هستید من دوست دارم تو یک بخشش کنارتون باشم و کار یاد بگیرم، اساتید عاشق آدمای پیگیرن...

موفق باشی آیدا جونم،مواظب خودت باش زود زود زود هم خوب شو:*

پاسخ:
سلام عزیزم
اره ماهم میتونیم پایان نامه رو ازمایشگاه برداریم
اما من نرم افزاری رو بیشتر دوست دارم
مرسییییییی:*

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">