مستقر در ماه

از تجربیات یک اینجینیر کوچولو

چهارشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۴، ۱۱:۲۷ ق.ظ

در واقع الان باید در حال مساله حل کردن باشم چون شنبه یکشنبه امتحان دارم؛ اما اومدم تجربیات گرانقدرم رو :| در اختیارتون قرار بدم :دی

از من به شما نصیحت، حتی اگه تو دانشگاه هیچ بار علمی چندانی نتونستین جمع کنین، اونقدارم مهم نیست. چون تو دانشگاه اینقدر درسای متنوع و گوناگونی خونده میشه که آدم نمیدونه رو کدوم باید تمرکز کنه چون هنوز مشخص نیست در آینده قراره چکاره بشه. بنابراین آدم تو هر رشته ای که باشه، همون که بیس ماجرا و پایه ها رو برای شغل آینده ش بدونه بنظرم کافیه!

اما اما اما یه چیز دیگه که مهمه اینه که حتمممممما باید کار با کامپیوتر و نرم افزارش خوب باشه که سریع آدمو نجات میدن. مثلا یکی از نرم افزارامون که به یه دستگاه متصله، وقتی داری نرم افزارشو ران میکنی، باید حواست باشه که دکمه ریپورت رو هم روشن کنی که بعد از اجرای آزمایش خود نرم افزار گزارش کار بده بهتون... حالا شما فکر کنین بازرس دارین، وقت کمه، خود تست یک ساعت طول میکشه و از قضا شما یادتون رفته دکمه ی ریپورت رو فشار بدین :| بازرسه هم بدجنسه اجازه نمیده دوباره تست رو تکرار کنین. ویندوزتون هم جدید نیست بنابراین اسکرین شاتش کار نمیکنه که از صفحه ی نرم افزار عکس بگیره به عنوان ریپورت. حالا شما باید از قبل فکر این ماجرا رو میکردین و نرم افزار اسنگیت مثلا رو سیستمتون نصب می بود. و کلا از این جور موارد. یا کار با ورد و اکسل و اینا که خیلی اوقات میتونه نجاتتون میده.

یه نکته ی دیگه هم اینه که زبانتون حتما خوب باشه. من زبانم زیادم خوب نیست. تو خیلی مواردم داغونم. اما اکثر اوقات میتونم یه متن رو که نگاه میکنم اگه زیاد تخصصی نباشه، بفهمم چی به چیه. تو کارتون ممکنه یه سری دستور کار زبان اصلی در اختیارتون قرار بدن. مثلا من تو کارم بیس کارم چیزی بیش از 30 تا استاندارده. اشتباه ترین حرکتی که میتونین انجام بدین اینه که برین ترجمه ی فارسیشو بخونین! چون اینقدر اصطلاحات علمی رو به سبک خودشون ترجمه کردن که آدم بیشتر گیج میشه. متن اصلیشو که آدم بخونه، هم شفاف تره، هم اینکه مثلا نمونه ی آزمایش رو "آزمونه" ترجمه نکردن :| که لجتون در بیاد! بعد خنده دارشم اینجاست که واسه یه ترجمه، اولش اسم هزار تا استاد دانشگاه ردیف شده :))) واقعا خنده دار نیست؟ من که کم سوادم حتی، راحت با متن اصلیش ارتباط برقرار میکنم! بعد اینا واسه یه ترجمه ی 30 صفحه ای اسم هوار تا دکتر و مهندس رو ردیف کردن :| انگار از اول خودشون این استاندارده رو تدوین کردن :))

خلاصه که اینطوریا

اما من همچنان هوش عملیم پایینه :)) و خیلی کار دارم تا بتونم تو کارم خبره بشم

کتکم بزنین برم درس بخونم :دی


روزای پاییزیتون نارنجی ِ خوشرنگ :)


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۷/۲۲

نظرات  (۶)

یه سوالی میشه ازتون بپرسم !؟ برای تسلط نسبی بر کامپیوتر چه دوره هایی رو طی کردین ؟؟
پاسخ:
تسلط که راستش ندارم
اما به نظرم اگه شما همه متن هات رو خودت تایپ کنی مثلا کم کم با زیر ک زبر ورد اشنا میشی
یا حتی با همون پینت هم کارای زیادی میشه کرد;مثلا هدر خودمو با پینت درست کردم
کلا هرچی رو میبینی روش کلیک کن تا بفهمی چیه:))
اما در کل دوره های فنی حرفه ای هم خوبن
کو این کمربندم؟؟؟؟؟؟
پاسخ:
:)))
در مورد ترجمه ها خیلی موافقم.... به شدت زشت ترجمه کردن. منم همیشه تو کتابا میرم پاورقی رو میخونم که بفهمم چی میخواد بگه. هیچ وقت نفهمیدم چرا اصطلاحات تخصصی یه رشته باید ترجمه شه... کلا نابود میشه خو! مثلا تو رشته من (کامپیوتر) از سیر تا پیازشو مثلا ترجمه کردن. یه مثال ساده: میگن به کیس بگید کازه!!! :| خو من چی بگم الان!!!!
 
پاسخ:
کازه:|
:)))
زبانت که خوب باشه باکامپیوتر راحت تر میتونی کار کنی اینو به تجربه فهمیدم 
تنبل نباش دختر برو درستو بخون
پاسخ:
بعله اینم هست
چشم:)
۲۳ مهر ۹۴ ، ۲۱:۲۵ فاطمه (خط سوم)
ممنون از تجربه ها :))))
من که عاشق واحد ها و کارهای عملیم و عملیم از تئوریم بهتره (هرچند لازمه اش اینه تئوری اون مطلب رو هم تا حد قابل قبول بلد باشی)
تا بحال چیزی ب اسم هوش عملی نشنیده بودم :)))))اما ب نظرم با تمرین و علاقه قابل حله و تو هم خیلی توانمندتر از این حرفایی **
پاسخ:
همون استفاده از مهارت در زمان مناسب و به موقعش منظورمه :)
۲۴ مهر ۹۴ ، ۲۳:۳۱ بندانگشتی
:) :* :*
پاسخ:
:***

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">