مستقر در ماه

یه وقت 19 نشی :|

يكشنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۴، ۰۷:۵۸ ب.ظ

+همکلاسی مثل تف سر بالا می مونه. تهش به خودت برمیگرده. البته تشبیه لزج و نچسبیه می دونم، اما واقعیته. آدم اگه تو دانشگاه بخواد خودشو تک و سوا کنه، سقوط رو باید با چشای گشاد شده پیش پیش ببینه. چند روز پیش که از دست چند تا از همکلاسی هام دلخور بودم و بعد تصمیم گرفتم خودمو ازشون تک کنم؛ یادم اومد چون تو دوره ی لیسانس به دلیل مشکلات زیادی که برام پیش اومده بود(از قبیل مهمان بودن و انتقالی گرفتن به دانشگاه جدید و مریض شدن و نرفتن به دانشگاه تو یه ترم مهم و حساس؛ و در نتیجه جدایی ناخواسته و اجباری از همکلاسی هام؛ چه ضربه ی بزرگی بهم وارد شد)...و یادآوری روزای نه چندان خوشایند گذشته؛ امروز دوباره سعی کردم این تف های سر بالا رو با آغوش باز بپذیرم و همزیستی مسالمت آمیزم رو باهاشون تو این مدت ادامه بدم. این حرفا رو کسی داره میزنه که از یاد دادن مراحل نصب نرم افزار گرفته، تا کمک به هوم ورک های برنامه نویسی، به همکلاسیاش بی هیچ منتی کمک می کرده اما خودش فقط یه بار ازشون تقاضایی کرده، که اونم رفلاکسشون جذاب نبوده. امروز دوباره لبخند زدم و در پاسخ به آلاله جون گفتن ها؛ سعی کردم به روی خودم نیارم که چقدر ناراحتم ازشون. شیوه ی غلط من همینه. سکوت در برابر کسانی که ازشون ناراحتم.

+این داستانو هممون شنیدیم که وقتی ابتدایی بودیم فکر میکردیم بریم راهنمایی و دبیرستان؛ کسی دیگه کاری به ما و نمره مون نداره. اما بعد دیدیم برعکسه و بیشتر براشون مهمه. بعد هم فکر میکردیم بریم دانشگاه، دیگه کسی نمیگه چند شدی از درسا چه خبر و باز...

اما این بار خدا وکیلی فکر میکردم دیگه کلا کسی از درس و کلاسام نمیپرسه! اما...مامان! بعله مامانم! خود خود مامانم!

من کل دوران مدرسه و دانشگاهو که گذروندم یه بار مامان نپرسید کلاس داری نداری چرا نمیری و اینا. الان نه تنها صبح ها کشیک میده نخوام کلاسامو دودر کنم؛ بلکه هر از چند گاهی از آینه ی راهرو تو اتاقو نگاه میکنه که آیا دارم مشقامو می نویسم یا نه :| در مواقعی هم که میبینه دارم می نالم و میگم خسته م؛ تذکر میده که وقتای بیکاری بشین درستو بخون که بعد میری سر کار موقع امتحانا نمره ت کم نشه :|||| ای خداااااااا

+ته بند همه ی غر زدن هام میدونم که 94 سال پربرکتی برام بوده. خدایا شکرت. این حرفا ناشکری نیست. فقط گاهی از خستیگه.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۲۴
آی دا

دانشگاه

نظرات  (۹)

میدونی وقتی تو یه اجتماع مثل کلاس و دانشگاه هستی هرچقدرم اونا عوضی و آشغال باشن نمیتونی کامل ازشون سوا باشی، چون اونا انگ نچسب بودن بهت می زنن-درحالی که تو فقط مثه اونا دورو نیستی .
منم اگه جای تو بودم سعی می کردم سوا نشم، بهرحال بین بد و بدتر باید بد رو انتخاب کرد.

منم خانوادم هیچوقت از درسام نپرسیدن. نمیدونم شاید موقع ارشد خوندن بهم گیر بدن:)
خداروشکر که امسال این همه خوبه انشالله همیشه همینقدر موفق و پیروز و سلامت باشی:)
پاسخ:
هیچ وقت دوس ندارم کسی از درسام بپرسه:(
کلا روزای جذابی نیست.....
مرسی:)
خیلی سخته اما موفق میشی! خیالت راحت! تو میتونی!
پاسخ:
ایشالا:)
سلام
تو آلاله ای یا آیدا؟؟؟؟؟؟
خوب مامانت راست میگه دیگه بشین درس بخون پس فردا هی غر نزنی
پاسخ:
سلام
دو اسمه ام:)
چشم

خسته نباشی خواهر

پاسخ:
مرسی....
۲۵ آبان ۹۴ ، ۱۷:۵۰ شیمیست خط خطی
:))
سیاست رو یاد بگیر :)
پاسخ:
والا....
سکوت ...یاد بگیریم از ناراحتی هامون حرف بزنیم اروم تریم تا با سکوت

پاسخ:
اوهوم:(
۲۶ آبان ۹۴ ، ۱۰:۱۹ آلبرت کبیر
سلام دکتر جان ... انقد غرغر نکن درس بخون :))))
چه خبرا ؟؟؟
پاسخ:
خوب نیستم آلبرت:(
۲۷ آبان ۹۴ ، ۰۹:۳۸ آلبرت کبیر
بعدا سر فرصت بیا بگو چی شده :)
درس و کار همزمان فشار میاره ... ترم یک ارشد زیر فشار دانشکده و رییس شرکت همین که زنده موندم خدای رو شاکرم ...
پاسخ:
خیلی سخته اصن انرژی درس ندارم!
۰۵ آذر ۹۴ ، ۰۳:۲۳ بندانگشتی
:) :*
پاسخ:
:*