مستقر در ماه

چند روز پیش در آزمایشگاه را زدند. آقای راننده که با شرکت کار میکند آمد تو. گفت خانم مهندس میشود بروی دخترم را از ماشین پیاده کنی؟ خجالتی است، رویش نمی شود بیاید پیش شما. دلم میخواهد شما را ببیند بعدا مثل شما شود. از تعجب خنده ام گرفت. حس کردم بزرگ شدن و الگو بودن هنوز برای من زود است. من هنوز خودم را دختر کوچیکه ی خانواده می دانستم که عادت کرده همه به چشم کوچولوتره؛ مامانی تره؛ نازنازی تره بهش نگاه کنند. اما انگار از زمان گریزی نیست. یکهو به خودت می آیی و میبینی که جز آدم بزرگ ها حسابت آورده اند؛ حتی علی رغم میل باطنی ات. به آقای راننده نگفتم که خودم هم خجالتی ام؛ نگفتم که خودم هم تا با آدم ها اخت شوم طول می کشد؛ راستش رویم نشد بگویم که من هم خجالتی ام و سختم است بروم دنبال دخترتان تا از ماشین پیاده شود. اما عزمم را جزم کردم که شبیه آدم بزرگ ها رفتار کنم. دختربچه را از ماشین پیاده کردم، خط تولید را برایش توضیح دادم، آوردمش داخل آزمایشگاه و در برابر چشمان متعجبش مختصری در مورد دستگاه ها برایش گفتم و در تمام مدت سعی میکردم آدم بزرگ خوب و مهربانی جلوه کنم. پدرش آمد دنبالش، لپ دخترش را کشید و گفت : تو هم باید خانم مهندس بشیا. دختر لبخندی زد و من توی دلم گفتم انشالله خوشبخت شوی، دکتر مهندس بودن خوشبختی نمی آورد.



+استاد راهنمای پایان نامه ام را انتخاب کردم.

+از خوبی های ادامه تحصیل در همان دانشگاه قبلی ات این است که وقتی فرم استاد راهنما را میبری پیش استادی که انتخاب کرده ای، بدون چون و چرا و با یک لبخند پهن، برایت یک امضای خوشگل می زند.

+از دیگر خوبی های اساتید تکراری این است که وسط کلاس وقتی بچه ها با استاد در مورد سختی امتحان و نحوه ی تصحیح برگه سوال می پرسند؛ استاد خیلی غیر منتظره بگوید خانم فلانی شما که لیسانس با من درس داشته ای بگو چطوری هستم!

+سعی میکنم دوباره در وبلاگم پر رنگ شوم. مثلا وبلاگ قبلی ام؛ صورتی پر رنگ :)

نظرات  (۱۰)

واو.. چه جالب! حس خوبی داشتین اون موقع... نه؟
پاسخ:
راستش نه زیاد!
ادم بزرگ بودن سخته
سلام
دو نفر نمیتونن بزرگ شدن مارا بپذیرن
اولیش خودمانیم چه من 32 ساله که ماه بعد تولدمه چه شمای 24 ساله چه ...
دومیش پدر و مادر ما هستند چه من 32 ساله جه شمای 24 ساله چه پدر 55 ساله من(خیلی جالبه هنوز یه وقتا مادربزرگم بهش میگه آخه بچه این چه کاریه که میکنی،اون وقت من فکم میوفته پایین اما برای بابام این بچه گفتن بهش خیلی عادیه)شاید پدر من هم بچه بودنش رو باور داره و فکر نمیکنه بزرگ شده.
پستم خوبه بانو؟؟این بار به تذکر قانع شدم و بلاک نکردم!!!!
پاسخ:
سلام
حق با شماست
خیلی هم ممنونم:)

سلام.

حس شیرینیه که دید مثبتی به آدم داشته باشند. احساس میکنی که درست زندگی کردی.

موفقیتهایت روز افزون - صورتی بهت میاد :)))

پاسخ:

سلام

درسته اما سخت هم هست :)

مرسییییی:))

۲۵ آذر ۹۴ ، ۱۰:۳۸ شیمیست خط خطی
من اینجوری دوست ندارم! بارها والدین شاگردانم این موضوع را گفته اند که ما دوست داریم دخترمان مثل شما باشد یا دخترمان عاشق شماست می خواهد شبیه شما بشود لطفا باهاش صحبت کنید فقط به حرف شما اهمیت میدهد! و ...
راستش این شکلی حس میکردم یک ذربین بزرگ روی من و رفتارهایم است شاید یه برخورد عادی باعث شود آن بتی که ازت ساخته اند بشکند و من هم هیچ وقت اهل رفتارهای نمایشی مداراگرانه نبودم. همین باعث می شد همیشه معذب باشم:/
الان که فقط دانشجو هستم خیلی حس آزادی دارم :))
پاسخ:

آره دقیقا منم میخواستم بگم این حسو دوست ندارم

حالا نمیدونم تا چه حد موفق شدم!!

۲۵ آذر ۹۴ ، ۱۹:۴۷ مصطفی موسوی
دیگه واسه صورتی بودن بزرگ‌شدی! (پیرو پست خودت)
شاید سبز پررنگ‌مثلا
پاسخ:
سبز چمنی قشنگ تر نیست؟ :)
۲۶ آذر ۹۴ ، ۰۴:۱۸ بندانگشتی
چند وقته نظر نذاشتم اینجا خخخخ میخونما :P
ماشالا دخمل :)
پاسخ:

میدونم دوست جاننن

بوس بوسسسس

۲۶ آذر ۹۴ ، ۱۰:۵۹ محسن رجب پور
سلام
واقعه جالبی بود، شما به نظرم در این مورد شانس آوردید که همون اول فهمیدید الگوشدید.
مشکل جاییه که آدم چند سال الگو باشه و ندونی، بعد بفهمه و همش این نگرانی وجود داشته باشه که توی این مدت چه سوتی‌هایی که نداده! :)
موفق باشید.
پاسخ:

سلام

چه جالب تا حالا از این جنبه به موضوع نگاه نکرده بودم!!

ممنونم:)

امیدورم همیشه صورتی باشین 
صورتیِ بزرگ! :))
پاسخ:
مرسی:))
الگو بودن سخت ترین کار دنیاست
خوبه که از درس خوندنات لذت میبری با همه سختی هاش دخترک ماه:)
پاسخ:
مرسی نبات عزیزم:*
سلام ایدا.خوبی؟؟؟
چه خبرا؟ فشار درسیو کاریت کم شدن؟
موفق باشیییییی.
پاسخ:
زیادتر هم شدن!!
مرسی:*

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">