مستقر در ماه

معاینه فنی و خواهرزاده ی خدا

چهارشنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۴، ۰۹:۵۰ ب.ظ

امروز آخرین روز کاری و رسما از فردا تعطیلات نوروزم آغاز می شود.

جاده ی عبور و مرور به شرکت جاده ی فوق العاده شلوغی است. الان که فصل مسافرت است اوضاع وحشتناک شده و فصل درامد پلیس های راهنمایی رانندگی.

امروز موقع برگشت سوار ماشین اقای مدیر بودم همراه سه تا دیگر از همکارها. اقای مدیر سبقت درستی گرفت اما پلیس بی وجدان توقف داد و جریمه نوشت به همراه معاینه فنی.

در مورد معاینه فنی با جزییات بیشتری سوال پرسیدم.

اقای همکار برای تفهیم بیشتر ماجرا مثال زد که مثلا ما محصول تولید می کنیم شما الکی سخت گیری میکنی به محصولات اجازه ی خروج نمیدهی:| این یعنی معاینه فنی:||

این گونه بود که روز آخر کاری با تلمیح به ماجرای هفته ی پیش که کم مانده بود کل پرسنل را به قتل برسانم بابت کم کاریشان و تهدیشان که ماجرا را به دفتر گزارش خواهم داد; پایان یافت:|


*این اقای همکار بسیار شوخ است و حرف هایش را با شوخی و در لفافه بیان می کند. جدیدا من را خواهرزاده ی خدا نام گذاری کرده; استعاره به اینکه خیلی خوش شانسم:)) ^_^

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۱۲/۲۶

نظرات  (۲)

واقعا فصل درآمد پلیس هاست. امروز هر طرف که سر چرخاندم دو سه تا پلیس به صورت ایکیپ در فاصله ی ده قدم به ده قدم رویت بنُمودم. برگه های جریمه هم مثل شربت نذری که هر کسی رد شود یکی میدهند دستش، دقیقا به همین صورت پخش می شد بین راننده ها :|
پاسخ:
خدا ازشون نگذره اگه الکی جریمه کنن!
۲۷ اسفند ۹۴ ، ۰۹:۲۰ مصطفی موسوی
چه تعبیر بکری! خواهرزاده ی خدا !
پاسخ:
به گیلکی میگه خدا خاخورزا:))