مستقر در ماه

باخانمان

چهارشنبه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۲۰ ق.ظ
4 تا بلدرچین داریم. بلدرچین همانی است که تخم هایش 2 سانتی، کِرِم رنگ، و با خال های قهوه ای است و آدم دلش می سوزد که حتی به خوردن آن تخم های کوچولو فکر کند. 4 تا بلدرچین داریم و برادرم خیلی یکهویی عاشق چشم و ابرویشان شده و خریدتشان. بلدرچین هایمان را گذاشتیم توی لانه مرغمان. من اگه جای بلدرچین ها بودم قهر میکردم، احساس میکنم خیلی بی احترامی است که آدم یک بلدرچین را بگذارد توی لانه مرغ. مرغ ها بی تربیت و غرغرو هستند، بعد از یک بار تخم کردنشان کل زمین و زمان را بهم میدوزند و جیغ میکشند، انگار که چه کار شاقی انجام داده اند. خاطره ی نه چندان خوبی هم از یکی از مرغ هایمان به یاد دارم. دوم ابتدایی بودم، داشتم غذا میپختم و به تخم مرغ احتیاج داشتم، در خانه نداشتیم. می دانستم مرغمان روزی یکی، آن هم ظهرها تخم میگذارد. آن روز هرچقدر جلوی لانه اش با حالت تضرع نشستم بلکه تخم بگذارد، نگذاشت و همان روی دلم ماند. انگار مرغ ها هم بعد از سال های طولانی همزیستی با آدم ها، به تقلید ازشان یاد گرفته اند که وقتی بهشان احتیاج داری، محلت نگذراند و کمکت نکنند...بعد از آن کینه ی هر چه مرغ بود به دل گرفتم و هیچوقت دوستشان نداشتم..داشتم میگفتم، من اگر جای بلدرچین ها بودم، و میدیدم که مقامم را با یک مرغ ِ چاق ِتنبل که بعد از هربار تخم گذاشتن داد و قال راه می اندازد و همیشه انگار که ارث پدرش را خورده ایم به آدم کج نگاه میکند، قهر میکردم. اما خب بلدرچین نیستم و نمیتوانم قهر کنم. بلدرچین هایمان خیلی خوب هستند. هنوز بلد نیستند تخم بگذارند اما من مطئنم که اگر یاد بگیرند خیلی مهربان خواهند بود و شاید روزی دو تا هم تخم بگذارند. من بهشان قول داده ام که اگر روزی تخم گذاشتند، هیچ وقت تخم هایشان را نخورم و به خودشان هدیه بدهم که بعد روی تخم ها اجی مجی لاترجی بخوانند و یک عالمه جوجه بلدرچین کوچولو به دنیا بیاید. بعد خودم سرپرستی جوجه ها را به عهده بگیرم و بزرگشان کنم و سفارش کنم که هیچ وقت با یک جوجه مرغ دوست نشوند چون ممکن است مثل انها بی ادب و جیغ جیغو بار بیایند. میدانید؟ این روزها بیشتر دوست دارم از این هیایو فرار کنم و بروم پیش 4 تا بلدرچینمان زندگی کنم. به نظر شما، آنها یک غول 63 کیلویی ِ اخمو را پیش خودشان راه میدهند؟
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۳/۱۳

نظرات  (۸)

سلام ... خوبی ؟؟؟ فرصت ترجمه یه مقاله داری ؟؟؟ زودی جواب بده
ممنون
پاسخ:
نه متاسفانه! خیلی سرم شلوغه این روزا. ببخشید ..
 از آنجا که این غول بسیار دوست داشتنی است، بله حتما راهش میدهند...
پاسخ:
من که بعید میدونم :))
۱۳ خرداد ۹۴ ، ۲۱:۳۳ همیشه لبخند
وای صداشون عالیه:))
بَد بَده
بَد بَده
بَد بَده
:))))))))


پاسخ:
هروقت اینا میخونن خواهرم فک میکنه قورباغه ست:‏|‏
:D
چه باحال بود توصیفات. ما هم قبلنا مرغ داشتیم، میخواست تخم بزاره انگاری میخواد بچه آدم دنیا بیاره خخخخ
مووووچ
پاسخ:
:‏)‏‏)‏‏)آره فک میکنن کارشون خیلی مهم بوده:دی
تخم بلدرچین از خودش خوشگل تره :دی

ما نیز کوچیدیم : )
پاسخ:
آره خیلی گوگولی هستن تخماش‏^‏‏‏_‏‏^‏ به به مبارکه عزیزم:‏*‏
چه باحال مینویسی :) اجازه ی پیوند؟ :))
پاسخ:
لطف داری عزیزم:‏)‏ مرسی باعث افتخاره
۱۴ خرداد ۹۴ ، ۱۱:۴۶ مصطفی موسوی
من خیلی دوست دارم بدونم "بلدر" چیه که اینا میرن می چینن؟!
پاسخ:
تو ویکی پدیا بخون در موردش؛جالبه سرگذشتش:‏)‏
۱۴ خرداد ۹۴ ، ۱۸:۴۵ نیمه سیب سقراطی
منم هیچ وقت هیچ وقت دلم نیومد تخم های 2 سانتی کوچولوشونو بخورم :|
پاسخ:
آخه گناه داره:‏(‏