مستقر در ماه

روزی هم شاید من

سه شنبه, ۳۱ فروردين ۱۳۹۵، ۰۸:۱۷ ب.ظ

فکر میکنم تو وبلاگ قبلیم هم در مورد استادم نوشته بودم.

ترم آخر کارشناسی که بودم(بهار93)؛ دو تا درسم رو با یک خانمی داشتم که قبلا تو صنعت کار کرده بود و حالا پس از اتمام دکتراش، در تکاپوی هیات علمی شدن در گروه مهندسی شیمی دانشگاه ما بود. یک خانم خوش برخورد که هم خوش اخلاق بود، هم با سواد و تو درس دادن هم چیزی کم نمی ذاشت.

اون موقع ها همش آرزو داشتم که روزی منم بتونم در جایگاه ایشون باشم.

خلاصه که من در پاییز 94 دوباره وارد دانشگاه شدم. گرایشم تغییر کرده بود و دیگه این خانم استاد من نبود، حال و احوالش رو از دیگر بچه ها جویا شدم. گفتند که هیات علمی شده و تازه از مرخصی زایمان برگشته(سنشون حدودای 31-32 هست، دقیق نمی دونم). خودم هم چند روز پیش ایشون رو دیدم که از ماشینشون که یک ماشین شاسی بلند بود پیاده شدن.

منظور من از این حرفا این نیست که ماشین خوب است بچه خوب است و آدم حتما باید هیئت علمی بشود.

منظورم اینه که همیشه آرزو دارم بتونم مثل همچین افرادی با برنامه ریزی زندگی کنم. به سبک زندگی دیگران احترام می ذارم، اما در مورد خودم هیچ وقت دوست نداشتم ازدواجم صرفا از روی اینکه حوصله م سر رفته باشه، و در آینده هم بچه دار شدنم صرفا بر مبنای اینکه حالا وقتشه. دوست داشتم و دوست دارم حداقل یه مقدار به خواسته های ذهنیم برسم و بعد طبق برنامه م پیش برم.

می دونم زندگی خیلی غیر مترقبه تر از اونه که بشه واسه چندین سال آینده، اینقدر ریز برنامه ریزی کرد، اما خب بنظرم یک ذهن ِ با برنامه ریزی بهتر از زندگی ِ صرفا در جهت روزگذرانیه.

من همیشه آدم های موفق رو تحسین می کنم، هرچند شاید خودم هیچ وقت نتونم روزی یکی از اونا باشم.


+من تا همین حدش که کارمو تو صنعت ادامه بدم و از پایان نامه م دفاع کنم راضیم به رضای خدا :| ای خداااااا ای خدااااااااااااااااااا :|

بگذریم؛

اینم دو تا عکس از حیاط بهشتیمون:



نظرات  (۹)

چه عکس و حیاط و گلدون های قشنگی :))
پاسخ:
اوهوم ^_^
عالین ^_^
عکسها قشنگ و عالیه.
درمورد برنامه ریزی با من حرف نزن که الان فعلا انقدر بهش فکر کردم که شاید دیوونه بشم فقط در همین حد بدون که من هم مثل تو ستایش آدم های موفق رو دوست دارم از جمله خانم های استاد دانشگاه که توی دانشگاه خودم هم خواستنی و موقر و موفق بودن در نظرم ضمن اینکه جنسیتشون هرگز روی توانایی هاشون اثر نذاشت.

پاسخ:
ممنون
آها و اینو یادم رفت اضافه کنم به پستم که صرفا درس منظورم نیست
این موفقیت میتونه در هر زمینه باشه و تلاش در هر جنبه ای ارزشمنده..
ایشالا ما هم روزی یکی از اونا باشیم
زندگی با برنامه خوب است. زندگی با برنامه ی دقیق و توجه به جزئیات خوب تر :)
پاسخ:
بعله دقیقا همین:)
سلام
برنامه و برنامه ریزی خوبه ولی به نظرم مهم تر از اون هدف و هدف گذاریه. خودم رو مثال می زنم که مدتیه هدف مشخصی رو برای خودم انتخاب کردم ولی با هر میزان تلاش و برنامه ریزی هم هنوز خیلی دور از اون هدفم. اگر بخوام اون هدف رو هم کنار بذارم و هدف جدیدی رو در زندگی شروع کنم عمر به باد رفته آدم میاد جلوی چشمش. روی هم رفته به نظرم هدف گذاری درست با شناخت از توانمندی هات مهمتر از هرگونه برنامه ریزیه. شاید بازم اشتباه می گم!!! نمی دونم!!!!
پاسخ:
بنظرم هر تلاشی بلاخره نتیجه میده
دیر و زود داره اما ...
دست از تلاش بر ندار:)
آیدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درسته که میگن کار زندگی بر عکسه اما عکسات خوب نشده
این چه زوایایی است دختر؟
درست بعکس خوب نیست عکسات.
پاسخ:
سلام
بعضی چیزا رو نمیخواستم تو عکس بندازم ; تو انتخاب زاویه دستم باز نبود

سلام.

بهشتت مستدام.

به نظر من روال روزمره زندگی خیلی تاثیر بسزایی در نوع راه روش و مرتبه پیشرفت داره. به عبارت دیگه ابر و باد و مه و خورشید و فلک درکارند تا ما اینی باشیم که هستیم و صد البته قسمت عمده ای از این دور گردون همت خود آدمه ولی حتما و قطعا چیزایی دیگه سر کیفیت موفقیت تاثیر گذاره.

پاسخ:
سلام
ممنونم
دقیقا حق با شماست:)
چرا در صنعت برای من کاری پیدا نیس آخه :-/ ای خدا.... خوش بحالت واقعا قدر این جایی که هستی رو بدون
پاسخ:
خیلی ها تحمل شرایط سخت رو ندارن
خیلی چیزها از دور اسمش قشنگه;مثل همین کار در صنعت
اگه مطمئنی که یه محیط خشن و مردونه و ساعت کاری بالا رو میتونی تحمل کنی; ایشالا حتما برات پیدا میشه:)
میدونی خیلی دنبال کار بودم اما هرجا که رفتم پارتی بوده. قبول داری؟ نمیدونم شاید مصاحبه هام بد درومد اما واقعا میبینم کسایی داغونتر از من رفتن سر کار تو شرکتای خیلی خوب. ما هم استانی هستیم! میتونم بپرسم کارت رو چجوری پیدا کردی؟ چون خیلی دنبالشم واقعا
پاسخ:
منو معرفی کردن
ایشالا بتونی کار مورد نظرتو پیدا کنی:)
امیدوارم... ولی تا حالا واسه خواهر و برادر بزرگترمم معرف پیدا نشده چه برسه به اینکه یکی بخواد سفارش منو بکنه.این منطقه کوفتی هم کار قحط اومده انگاری
پاسخ:
کار حتما نباید بیرون از خونه باشه
من اگه روزی کار بیرونمو از دست بدم یا اگه دیگه نخوام بیرون کار کنم; به مشاغل خونگی روی میارم. 
مهم پوله ; حالا از هر طریقی که میخواد بدست بیاد