مستقر در ماه

آینده...

پنجشنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۳۴ ب.ظ
من تصمیم دارم در آینده یک خانم خانه دار باشم.
یک خانه دار واقعی، نه از آنهایی که تا لنگ ظهر میخوابند و سبزی سرخ شده ها و پیاز سرخ شده هایشان را آماده می خرند و تهش یک روز در میان ناهارهایشان می شود پیتزای سر کوچه و شام هایشان هم سوسیس کالباس.
من می خواهم یک خانم خانه دار ِ خوب شوم.
می خواهم برای بچه ام که ظهرها از مدرسه می آید غذای خوشمزه آماده کنم و عصرها برایش کیک بپزم. می خواهم دستش را بگیرم ببرم برایش کتاب بخرم و در آن بین برای خودم کتاب های بیشتری بخرم.
من می خواهم یک مامان خانه دار خوش هیکل باشم که همچنان رژیم غذاییش را رعایت می کند.
دلم می خواهد فصل ترشی گذاشتن که شد، رنگ به رنگ ترشی بگذارم. دلم می خواهد بهار که شد، در حیاطم گل بکارم و همیشه گوشه های گلدان هایم چند برگ نعنا و ریحان هم روییده باشد.
من دلم می خواهد همانطور که دارم به بچه ام ریاضی یاد می دهم، تکالیف خوشنویسی ام را هم بنویسم.
تا آن موقع حتما لابد هدیه ی روز زن دوربین مورد علاقه ام را هم هدیه گرفته ام و توی عکاسی پیشرفت کرده ام و توی چند تا دفترمجله ی آشپزی هم درخواست همکاری داده ام.
من دلم میخواهد کیک های تولد خانواده ام را خودم بپزم و زود به زود مهمانی های کوچولو ترتیب بدهم.
من دلم می خواهد برای همه بی مناسبت هدیه بخرم، و هدیه هایم اگر فقط یک شکلات هم باشد کاغذ کادو پیچیده باشمش و رویش روبان زده باشم.
من دلم می خواهد یک خانه دار واقعی باشم 
یک خانه دار واقعی، که هنوز یادش مانده روزهای زیادی را در یک محیط ِ سخت ِ مردانه، با ساعت های زیاد کاری، که پایان هر روز کاری کف پاهایش مورمور میشده؛ هم کنترل کیفیت بوده، هم انباردار بوده و بخاطر سفر کاری رییسش مجبور است کلاس شنبه اش را نرود و به مدت یک روز با حفظ سمت کیو سی و انبار داری، مدیر هم باشد...


موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۵/۰۲/۲۳

نظرات  (۱۰)

۲۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۴۶ نیمه سیب سقراطی
تو شلوغی و بدو بدوی این روزای زندگیم  از ته ته قلبم حس میکنم آرامش یه خانوم خونه دار خیلی بیشتره و با کیفیت بیشتری زندگی میکنه ... 
پاسخ:
درسته که هرکسی نمیتونه یه خانم خونه دار خوب باشه;اما مزیتش اینه که میتونن طبق برنامه ریزی خودشون جلو برن...
این خانوم خانه داری که تعریف کردی انصافا خیییلی خوبه :))
ولی کاش فقط خونه بود :|
پاسخ:
یعنی چطور فقط خونه بود؟
به نظرم خونه داری و کلا کارای خونه، از کار بیرون هم سخت تره هم سنگین تر!
پاسخ:
دقیقا همینطوره
اما خب زمانت دست خودته دیگه.میتونی برنامه ریزی کنی
خیلی عالی...
منم میخوام از اون باباهایی باشم که قهرمان زندگی همه ی بچه هام باشم، بابایی که ستون خونه باشه، وقتی مشکلی پیش بیاد همه خیلی راحت راحت بهش تکیه کنن و بتونه دست همه رو بگیره حتی دست خودشو.
بابایی خیلی محکم اما خیلی مهربون.
پاسخ:
همه ی بچه هاتون؟:)) فوقش دو تا دیگه:))
ایشالا. ایشالا که حتما اینطور باشید:)
۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۱:۲۳ ✿شمیم زندگی✿
امامن کاربیرون روبیشتردوست دارم نمیدونم شایدبایدبیشترفک کنم...
پاسخ:
من خودمم شاغلم
اما برای هر زنی اولین موفقیت خانه داریه
آقا محسن زیر ۵ تا رو اصلا قبول ندارن :))
پاسخ:
:))))
سلام
خیلی زیبا نوشتین،اما شاید فک کنی اینهایی که گفتی از Qc خیلی راحت تر باشه
اما باید بگم تو زندگی صنعتی امروزی تقریبا محاله!!!!
اما امیدوارم اینهارو یکجای دیگه هم بنویسی که بعد ازدواج یادت بمونه چی گفتی و اگر نتونستی واقعا بهشون عمل کنی لااقل به سمتشون میل پیداکنی.
                  یاد روزهایی که خانم ها خانه دار بودن به خیر
پاسخ:
من به هیچ عنوان نگفتم اسونه و در جواب کامنت های دیگه هم این مشخصه
بعله حتما یادم میمونه:)
حق با آقا مصطفی است. :)
پاسخ:
:)
۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۹:۱۳ فاطمه (خط سوم)
تا حالا اینجوری به خونه داری علاقمند نشده بودم بعد از خوندن متنت. :)
منم همه ی این کارارو دوست دارم اما هیچوقت وقتشو نداشتمو ندارم
پاسخ:
چه خوب که تونستم مشتاقت کنم فاطمه جان:)
خانه داری بی نظیره.قطعا این مسیریه که من درآینده طی خواهم کرد!
پاسخ:
بعله ^_^