مستقر در ماه

این موفق های بوگندو

دوشنبه, ۱۰ خرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۰۹ ب.ظ

دوست دارم یه مطلبی کتابی نوشته ای چیزی بخونم در مورد اینکه چظور آدما میتونن از وقت خودشون استفاده ی بهینه رو کنن(اینم بگم که از کتابای روانشناسی بدم میاد).

میدونم این موضوع که دوازده ساعت سر کار هستم رو تو چشو چال همه فرو کردم و انگار شماها منو بزور فرستادین سر کار تا خرجیتون رو بدم :| اما باور کنین این موضوع اینقدر واسه خودم سنگین هست که هی به همه اینو متذکر میشم :| و انتظار دارم منو تحسین هم کنن :|||||

خلاصه، داشتم می گفتم؛

من درسته که میرم دانشگاه و سر کار میرم (دوازده ساعت :| 12 :|| ) ، و هر کی از دور ببینه احتمالا فکر کنه که من خیلی کوشا هستم، اما خودم به شخصه عقیده دارم که دارم خیلی کم کاری میکنم...در واقع این روزا بابت این موضوع هی به خودم سرکوفت هم میزنم حتی... که چرا وقتای بیکاریم تو کار رو درس نمیخونم...چرا وقتی برمیگردم خونه میگیرم میخوابم و چرا درس نمیخونم...چرا صبح ها ساعت چهار پنج پا نمیشم که درس بخونم...چرا هنوز پروپوزالم رو تکمیل نکردم...چرا وقتای بیکاریمو کتاب درسی حالا نه، یه کتاب داستان بخونم...

حسابی با خودم درگیرم و دلم میخواد خودمو بهبود ببخشم، اما نمیدونم اسمش تنبلیه یا چی، نمیذاره. این در حالی هست که همکلاسی هام عقیده دارن که من شاهکار:||| هستم، و میگن که به هیچ وجه تو شرایط من حتی نمیتونستن یه کتاب ورق بزنن

اما من به گفته های اونا کار ندارم. مهم اینه که خودم از خودم راضی باشم که نیستم...من وقتای زیادی را دارم نابود میکنم که میتونستن لحظات قشنگ تری بشن. همش دارم فکر میکنم مخترع/مبدع یا حالا هر چی تلگرام یا اینستاگرام، چقدر آدمای خوب و پر تلاشی بودن که تونستن اینقدر پیشرفت کنن یا این مخترع مبدع هایی که تو تی وی هی نشون میدن و مامانای آدم هی میگن نگاش کن نگاش کن..

خلاصه اینطوریا. راستش من به هیچ عنوان قصد ندارم مبدع یا مخترع و اینا باشم. من فقط میخوام به زودی درسمو به جهنم حواله بدم تا بتونم شب ها با خیال آسوده تر بخوابم، و خب این نیازمند اینه که بیشتر درس بخونم و وقتای بیکاریمو درس بخونم و شبا چهار پنج پاشم درس بخونمو ...........


موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۰۳/۱۰

نظرات  (۷)

۱۰ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۴۷ محسن رجب پور
خیلیامون ایده آل گراییم.
البته تکیه کلامم شما نبودید اما میتونید توی روند رشد شخصیتیتون به این نکته هم توجه داشته باشید.
پاسخ:
بعله منم مستثنا نیستم متاسفانه....
۱۱ خرداد ۹۵ ، ۰۰:۵۲ .: جیرجیرک :.
فکر میکنم تو قراره مبدع و مخترع زندگی خودت باشی و اولین قدم پیش رو اینه که فعلا درس بخونی. کاری که منم باید انجام بدم که خب هدر رفت ِ زمانم اوووه خیلی زیاده. با تاسف البته :|
پاسخ:
پوووووف :(
سلام
در مورد خواب صبح چه جوری دلتون میاد حرومش کنین پاشین درس بخونین؟؟!!!!
در مورد تنبلی و ... بهتون حق میدم دقیقا مثل زمانی هستین که خودم درس میخوندم من روزی 10 ساعت کار میکردم با این تفاوت که به من اجازه نمیدادن سرکار درس بخونم اینقدر دلم میسوخت!!!!(نکته جالبش اینه که من مدیر داخلی بودم).اما دوستان بیکارم منو شاهکار میدونستن!اگر بتونین سرکار درس بخونین خیلی خوب میشه.

پاسخ:
سلام
از خواب صبح که نمیشه زد....
سر کار درس میخونم; اما تمرکزم پایینه نسبتا

یه مورد رو یادم رفت
اگر زیاد به خودتون فشار بیارین یا غر بزنین ممکنه درس زده بشین و خدای نکرده افسردگی بگیرین.تابستون زمان خوبیه مال پروپوزال
پاسخ:
خدا نکنه...
بعله هنوز وقت هست..
نظرتان در مورد درس جالب است .
کاش هدف هم داشتید . 

مثلن هر روز یک لغت اسپانیایی یاد بگیرید . حدود 5 سال دیگر خود به خود در اسپانیا نشسته اید و به زندگی امروزتان میخندید :دی 


پاسخ:
اینم ایده ی جالبیه...
۱۱ خرداد ۹۵ ، ۲۰:۴۸ مصطفی موسوی
چه پست بامزه ای نوشتی:))
پاسخ:
مطمئنی؟:|
نمیدونم کجا خوندم اینستا یا اینجا که واقعا از قبولی ارشد خوشحال بودین! حالا چی شده که سعی در حواله ش به جهنم دارید! به نظرم این فکر که زودی درس رو بجهنم حواله کنم مقطعی و زود گذر هست، ارشد به نظرم فرصت خیلی خوبیه برای ارتباط گرفتن با آدمهای موفق و خودساخته که میشه از تجربه شون استفاده کرد، سعی در نصیحت ندارم، منم گاهی میخوام زودی تکلیف خیلی چیزا رو یه سره کنم! مثل درس و خدمت سربازی و.... ولی بعد واقعا به این نتیجه رسیدم که با زودی تکلیف کاری رو یه سره کردن به گند ترین صورت ممکن تمومش خواهم کرد، بنابراین صبر پیشه کردم، به شمام همین کار رو پیشنهاد میدم، به امید خدا فرصت هست هنوز برای کلاس خط ، نقاشی و کتاب خوندن و....

البته تجربه بهم ثابت کرده که لذت انجام خیلی کارها مثل کتاب خوندن و نقاشی و خط و... انجام دادنشون توی همین شلوغیهای زندگی هست.
پاسخ:
سلام
درسته این حس نارضایتیم مقطعی هست و مال وقتیه که کار و درس همزمان اذیتم کنند
درس خوندن خوبه; بشرط اینکه وقت خوندنشم ادم داشته باشه...
ایشالا تابستون خستگیم در بره..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">