مستقر در ماه

در جست و جوی موفقیت

جمعه, ۴ تیر ۱۳۹۵، ۱۱:۵۰ ب.ظ

من همیشه توی تمیز کردن اتاقم، کشوهای مربوط به خودم، کمدم و حتی فضای محیط کارم به مشکل بر میخورم. نه اینکه نخوام یا نتونم یا تنبلی کنم، اما نهایتش، همیشه یکی دو چیز هست که یا اضافه میاد، یا اصلا نمیدونم کجا بذارمش، یا یادم نمیاد از کجا اومدن و اصلا مالی کی هستن و کی اینجا گذاشتتشون!

درست مثل فضای ذهنیم.. همیشه یه سری تفکرات هستن که نمیدونم از کجا اومدن و باید چیکارشون کنم. تهش نه میتونم دورشون بریزم، نه میتونم جابجاشون کنم و نه سر و سامونی بهشون بدم. همینه که هست و خب میتونم پیشنهاد بدم هر آدم بی سر و سامونی رو دیدین، نهایتا نتیجه بگیرین که ذهن آشفته ای داره. و خب آدما تا نتونن افکار خودشونو منظم کنن، به هیچ موفقیتی هم دست پیدا نمی کنن.

امضا، آیدا ی مستقر در ماه ِ در جست و جوی موفقیت؛ با افکار ِ فرفری و پف پفی


+تو فکرم واسه تابستون برنامه بریزم.

کتاب خوندن که جز روتین زندگیم هست و نیاز به برنامه ریزی نداره. تو هفته ی گذشته کتاب های دختر پرتقال و اتاق و نیمی از کتاب یوزپلنگانی که با من دویده اند رو خوندم و از خودم راضیم. فقط میمونه فرصت پیدا کنم و دوباره به شهر کتاب سر بزنم واسه کتاب خریدن.

بعد از کتاب خوندن میرسیم به خطاطی م. به صورت خیلی خجالت آور از مهر تا الان قلم دست نگرفتم. این واسه یه خطاط حتی مبتدیش یه فاجعه ست.(مدیرمون هر موقع میخواد ما رو مورد عتاب و خطاب قرار بده، میگه شما فاجعه این. و ما پشت سرش هر وقت میخوایم تکیه کلامشو تکرار کنیم و بخندیم :| همدیگر رو فاجعه خطاب می کنیم و هارهار می خندیم :| ). در واقع میترسم دوباره قلم دست بگیرم و ببینم حتی دیگه یه الف هم نمیتونم بنویسم و تبدیل به یه فاجعه شدم. هرچند قلم تراشیده شده هم ندارم. پس نتیجه اینکه فردا باید با استاد خط م تماس بگیرم و بپرسم شروع ترم تابستونی از کی هست و تا حد امکان وخامت ماجرا رو هم توضیح بدم؛ تا انتظار نداشته باشه مثل قبل بنویسم..

مورد بعدی و سخت ترینش مقاله خوندنه. استادم سفارش کرده زودتر شروع کنم و گزارش هفتگی بهش بدم.

پووووووف ... لعنتی... هر چی میخوام در مورد درس اینجا حرف نزنم انگار نمیشه....


التماس دعا دارم، تو این شب های عزیز...




نظرات  (۴)

۰۵ تیر ۹۵ ، ۰۳:۵۱ مصطفی موسوی
حالا همین که درسو آوردی آخر خودش خیلیه!
ایشالا تابستون خوبی داشته باشی :)
پاسخ:
خیلی ممنون:)
آیا از افکار فرفری و پف پفی خود رنج می برید؟! ما برای شما پیشنهاد ویژه ای نداریم ..!!!!
و من الله توفیق!!
پاسخ:
اجرکم عندالله!
آی=ماه
دا = در
توی تورکی اینجوری معنی میده!! آیدا یعنی "در ماه" ! بعید میدونم قبلا شنیده باشیدش، البته من اطلاعی از ریشه اسم ندارم ها ، الآن بعد از خوندن جمله ی امضا آیدای مستقر در ماه اینا به ذهنم رسید، نظر من هم  یه باب سومی شد در پست!
پاسخ:
اره دیگه اقا سجاد:) معنی اسمم; اسم وبلاگمه
مستقر در ماه
با اطلاع قبلی انتخاب شده^_^
بله بله حتما همینطوره، بعد ارسال نظر البته با خودم گفتم انقدر ا دیگه اتفاقی نمیتونه باشه که!  :) دیگه دیر شده بود
پاسخ:
ایرادی نداره :))
من قبلا اسم وبلاگ دختری مستقر در ماه بود و اسمم توش بیشتر نمود داشت
الان که شده مستقر در ماه، واسه خودمم ملموس نیست

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">