مستقر در ماه

ما را به خیر تو امید نیست؛ شر مرسان

شنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۵، ۰۱:۴۷ ب.ظ

امروز را به حالت قهر، سر کار نرفته ام.

بعد از دعوای شدیدی که پنجشنبه با مدیر، که حتی کلمه ی مدیریت برازنده ی شخصیتش نیست، و حتی کارگری هم برازنده اش نیست، و همینطور وضعیت جسمی ام که چندان مطلوب نبود و نیست، امروز را بدون آنکه کلمه ای بهش بگویم، سر کار نرفته ام.

جواب آتش با آتش.

حالا شمایی که خواننده ی اینجا هستی؛ تا این درجه خشونت و بدجنسی را در من سراغ داشتی؟

بدتر از اینکه به خودش نگفته ام نمی آیم؛ به دفتر مرکزی گفته ام و حتی به مدیر تولید هم گفته ام؛ اما به او نگفته ام. معمولا عادت ندارم از نقطه ضعف های کسی علیهش استفاده کنم؛ مگر اینکه مجبور باشم. جواب آتش با آتش.

می خواهم ببینم اگر به سرم زد فردا هم نروم سر کار، می خواهد جلوی مدیر عامل چه غ ل ط ی بکند. می خواهم ببینم چه می خواهد بگوید. چه جوابی برای رفتارهای زشت خاله زنکی اش دارد. پیر خرفت 60 ساله. میخواهم ببینم بازرس آمد کسی نبود جواب بازرس را بدهد، این می خواهد چه گلی به سرش بگیرد، چجوری میخواهد در عرض یک روز یک کنترل کیفیت تولید کند؛ بزاید.

شمایی که خواننده اینجا هستی؛ هیچ فکر میکردی دختر لطیف مستقر در ماه، روزی اینقدر نسبت به کسی خشم و ناراحتی داشته باشد؟

اما باید بدانید، که همیشه رفتارهای ما آینه ی رفتارهای دیگران هستند. وقتی یک سال تمام تلاش میکنی به طرف مقابلت احترام بگذاری، او را در جریان تمام کارها قرار دهی، از او مشورت بگیری، و حتی تا حد امکان جوابت به او جز چشم نباشد؛ اما او خیلی گستاخانه، به صورت خیلی چیپ رفتار می کند، و رفتارش حتی در حد مدیریت یک شالیزار هم نیست، چه به حال یک واحد صنعتی، چه به حال و روزتان می آید؟

می دانم

می دانم در همه ی محیط های کاری، یک آدم بدجنس و فاقد شعور در آنجا مشغول است و از بد روزگار بالا دست هم هست؛ اما باید این را بدانید این حجم از ناراحتی را کسی دارد اینجا می نویسد که به طرز عجیبی منعطف است و تا حد امکان خودش را با شرایط وفق می دهد. حالا چه به روزم آمده که اینقدر کفری ام؟

کل امروز را صلوات فرستاده ام و سعی کرده ام استراحت کنم که بدنم به حالت عادی برگردد.

اگر به خاطر ارادتی نبود که به مدیرعامل دارم، و بایت تمام هزینه هایی که برایم کرده تا اینقدر در کارم ماهر شوم، که در کمتر از یک سال برایم کارآموز بفرستند؛ عطای کار را به لقایش می بخشیدم؛ می آمدم کتاب هایم را بغل می کردم و با اعصابی راحت، به خطاطی و زندگی ام می رسیدم.

منتظر فردایم. منتظرم دوباره کوچکترین رفتاری از آن دایناسور پیر ِ بدنجس ببینم تا چادر سر کنم، مستقیم بروم پیش مدیر عامل، همه ی واقعیت ها را بازگو کنم و ضمن تشکر بخاطر زحماتی که برایم کشیده، آنجا را ترک کنم..

امیدوارم خدا عاقبت همه ی امور را بخیر کند...


+شما تجربه ی مشابهی دارید؟ در این گونه موارد چکار می کنید؟



نظرات  (۶)

به وی گوی که رو به جهننم...!!!
پاسخ:
فردا قراره بهش بگم!!
۱۲ تیر ۹۵ ، ۱۴:۵۷ مصطفی موسوی
چه خشن!
پاسخ:
اوهوم!
۱۲ تیر ۹۵ ، ۱۵:۲۳ مصطفی موسوی
ولی سعی کن ضمن حفظ شخصیتت اعاده حیثیت‌کنی!

ترحم‌بر پلنگ تیز دندان
ستم کاری‌بود بر گوسپندان!

یا:

با بدان بد باش‌و‌با نیکان نکو
جای‌گل گل باش و جای خار خار
پاسخ:
تصمیم جدیدم همینه
هر کاری کنه، مقابل به مثل میکنم؛ چون طاقتم طاق شده

سلام.

تمام قد بهت حق میدم ولی لازمه یک مسئله مدیریتی رو بهت بگم.

یک مدیر خوب همیشه هوای زیردستهاشو داره. اصلا یکی از اصول و وجه تمایز مدیر خوب و بد همینه اما در تنشی که بین یک کارمند جزء و مدیر بخش به وجود بیاد مدیر بالادست حتی اگر حق با کارمند جزء‌ باشه طرف مدیر بخش رو میگیزه. این در راستای حمایت از زیردست برای انجام مسئولیتی که بهش داده شده هست.

شاید مدیرعامل ته دلش از بابت تصمیمی که علیه کارمند جزء میگیره ناراضی باشه ولی باید هوای مدیرانش رو داشته باشه.

با پشتکاری که داری میدونم هرجا باشی موفق میشی.

پاسخ:
سلام
هر چند هنوز اوضاع خرابه، اما خب حمایت از بالا به سمت منه ...
خدا بخیر کنه ولی...
سلام
تا حالا انقدر شما رو خشن ندیدم،می ترسم کامنت هم بزارم!!
بدجنسی توصیف خوبی از خودتون نیست.با اندک شناختی که تو این مدت از شما دارم میفهمم که کاسه صبرتان لبریز شده که این چنین تاخت و تاز میکنین.
فقط علت درگیری لفظیتان با مدیر را نگفته این، اما من اگه واقعا به این حد برسم ترجیح میدم بیشتر از این خودم رو عذاب ندهم و یا میرم باهاش اتمام حجت میکنم به عنوان آخرین بار،یا میرم پیش مدیر عامل و با ایشون مشکلم را در میان میگذارم.
اما بدترین کار ممکن سکوت هست و سکوت.
پاسخ:
سلام
نه خوشبختانه این بار سکوت نکردم
هر چند جو علیه منه، اما خب نسبتا به هدفم رسیدم
۱۵ تیر ۹۵ ، ۱۹:۱۱ گیلاس آبی
امیدوارم خشونت کلامی به خشونت فیزیکی و بزن بزن نکشه !!
پاسخ:
منم امیدوارم!!!