مستقر در ماه

میوه

سه شنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۵، ۱۱:۵۷ ب.ظ

خبر اینکه دارم تمام تلاشمو میکنم که سال بعد همین موقع تو تب و تاب دفاع باشم.

این روزا تو کیفم هم کتاب داستان پیدا میشه، هم مقاله هایی که پرینت گرفتم و هم نوت های کوچیکی که در راستای پایان نامه، ممکنه شماره تلفن باشن، یا اسم مواد اولیه ای چیزی. گفتم بهتون که دارم سعی میکنم اعتیادم رو به شکلات و شیرینی کم کنم؟ اگه دو هفته پیش بود، می نوشتم این روزا تو کیفم کتاب داستان پیدا میشه، مقاله هایی که پرینت گرفتم، نوت های کوچیکی که در راستای پایان نامه، ممکنه شماره تلفن باشن، یا اسم مواد اولیه ای، اسم شخصی، چیزی...وووو یه عالمههه شکلات و شیرینی.

اما خب وقتی یه ذره تو آینه به خودم نگاه کردم، دیدم به خاطر پونه سادات هم که شده، باید چند سال بیشتر زنده بمونم. بنابراین این روزا تقریبا میشه گفت قندهای مصنوعی رو کم کردم و به جاش ار خرما استفاده میکنم. شیر هم زیاد میخورم و از این بابت خوشحالم. اما خب نمی دونم چرا اینقدر زشت شدم. زشت ترین حالت ممکن، در تمام این سال ها. با این وجود سعی میکنم یادم نره که باید کرم ضد آفتاب بزنم، اسپره بزنم، شادترین و گلگلی ترین لباس هامو بپوشم و سعی کنم زیاد از ناراحتی هام گله نکنم. بنظر من اعتراف خیلی بزرگیه که یه دختر با زبون خودش بگه که زشت شده، صورتش لاغر شده و زیر چشاش از حالت معمول بیشتر گود رفته و رنگ پوستش هم تیره شده، اما من همیشه سعی کردم شجاع باشم.

داشتم چی می گفتم؟ آها پایان نامه. و اینکه امیدوارم تا پایان تابستون به نتایج امیدوار کننده ای برسم...


+یه میوه فروشی، دقیقا چسبیده به ایستگاه تاکسی ای هست که هر روز اونجام. موقع برگشتن، که خسته ام، چاره ای نیست جز اینکه از همونجا خرید کنم، که با وجود اینکه جنساش خوبه اما فروشنده اش یه آدم گرون فروش بی انصاف بد اخلاقه. اما میدونین، بخاطر اینکه مجبور نیستم به خاطر خرید، با یه تن خسته راه بیشتری برم، به این فکر میکنم که جنساش مرغوبه و راحت تر میتونم خرید کنم.

بنظرم خیلی از موقعیت ها تو زندگی اینطوری هستن. مجبوری فقط نکات مثبتشو جلو چشمت پر رنگ کنی تا بشه شرایط رو تحمل کرد و ادامه داد.

زندگی من در این روزا، مصداق واقعی همین میوه فروشیه...امیدوارم میوه هاش واقعا مرغوب باشن، و یهو یه گندیده، صبر و توانم رو به منفی نرسونه...


نظرات  (۳)

۳۰ تیر ۹۵ ، ۰۰:۰۵ مصطفی موسوی
۲۵ تا ۳۰ سالگی خیلی سخت، خیلی پر از اتفاق،و خیلی تعیین کننده ست. و ماهتیی که انقدر خسته به این بازه ی سنی رسیدیم خدا کمکمون کنه به خیر بگذرونیمش 
مثال میوه فروش قشنگ بود :)
پاسخ:
ممنون:)
سلام
احتمالا خوابتون کم شده چون بی خوابی بیشترین تاثیر را روی پوست میزاره.
اگر بتونین یه تایمی رو بزارین برای ورزش میتونه کمک خوبی باشه شیر هم که اضافه کردین میمونه سبزیجات حتما تو وعده های غذاییتون سبزیجات زیاد فراموش نشه.میمونه دوتا سیلی که باید صبح به صبح بزنی تو گوشت!!!!!برای سرخ نگه داشتن صورت خخخخ
پاسخ:
سلام
باا این آخری شدیدا موافقم!
۰۷ مرداد ۹۵ ، ۰۲:۴۰ فاطمه (خط سوم)
خداقوت عزیزم.ایشالا پایان نامه هم به خوبی و خوشی به سرانجام برسه و اوضاع طبق همون روالی که میخوای پیش بره
مثال میوه فروشی خیلی خوب بود
منم خیلی دوست دارم این عادت قند و شیرینمو کنار بزارم.هرچند که اصولا سالم خور هستم.
چکاپ کامل و مصرف مکمل در صورت لزوم رو هم در برنامتون بگنجون :)
پاسخ:
مرسی عزیزم
من دیگه اصلا قند و شکر نمیخورم^_^