مستقر در ماه

مورد عجیب آیدا

جمعه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۵، ۰۸:۵۵ ب.ظ

ما قبل از عید تو واحدمون تعدادمون خیلی زیاد بود.

بعد از عید مدیر عامل تصمیمی گرفت و تعدادمون رو به نصف، تعدیل کرد...و یکی از آقایون همکار هم که دیگه جز تعدیل شده ها بود، بعد از عید نیومد.

 حتی اون دوران هم به هیچ وجه ازش خوشم نمیومد به دلیل اخلاقای خاصش( مثلا با سی سال سن می گفت میترسم فلان چیزو بابام بفهمه دعوام کنه :| یا مثلا خیلی حسابرس بود و روی هزار تومنش هم برنامه میریخت به طوری که مضحکه ی همه شده بود و یا اینکه به خاطر چاپلوسی، کارهایی که حتی وظیفه ش نبود رو هم انجام میداد به طوری که سرپرست از بقیه هم انتظار داشت همون کارها رو انجام بدن و...)

بعد از اینکه دیگه نیومد شرکت، یکی دوباری تو تلگرام اوضاع شرکت رو پرسید.

من بخاطر اینکه قبلا همکار بوده، سعی میکردم تا حد یکی دوکلمه جوابشو بدم.

تا اینکه دیروز، دیدم سلام و احوالپرسی کرده و اوضاع شرکت رو میپرسه. باز هم طبق معمول پاسخ دادم که ممنون و الحمدالله.

دیدم داره ادامه میده و میگه که منم بجای برادرتون و این حرفا، یه چیزی میخوم بگم ناراحت نشین :| و اصلا منتظر هم نموند که من اجازه بدم بگم باشه بگو چی شده،

برگشت گفت اون عکسی که کنار ساحل گذاشتینو از عکسای تلگرامتون بردارین :||||

شما نمیتونین درک کنین که من اون لحظه چقدددددررررر ناراحت شدم.

چون اولا اینکه من ته زمینه ی فکرم یه آدم مذهبی هستم و به هیچ وجه آدم بی حجابی نیستم که بخوام عکس بدی بذارم

دوما، حالا من هر چی هم گذاشته باشم، ایشون چطور به خودش اجازه داده که دخالت کنه و همچین چیزی رو عنوان کنه؟!


خلاصه اینکه خیلی سرد جوابشو دادم و باز هم که دیدم خیلی گستاخانه داره ادامه میده، دیگه جوابشو ندادم و الان دیدم که منو بلاک کرده :||||

میخوام بگم سطح شعور آدما به هیچ وجه به سنشون و میزان تحصیلاتشون نیست.

انسانیت هم به این چیزا برنمگیرده.

مخصوصا که این روزا با رواج اینستاگرام و تلگرام، آدما راحت به خودشون اجازه میدن که به بقیه توهین کنن، دخالت کنن و بدون فکر، حرف های بیهوده بزنن.

تا جایی هم که من میدونم گزینه ی بلاک مخصوص این هست که آدم های مزاحم بلاک بشن، نه اینکه آدمایی که سلیقه شون با آدم جور در نمیاد یا آدمایی که نمیخوان باهات حرف بزنن!

خدایا عاقبت هممون رو به خیر کن واقعا..........


*عنوان از "مورد عجیب بنجامین باتن"


+تصمیم گرفتم این روزا بهتر زندگی کنم. میخوام فردا صبح زودتر از خواب پاشم و قبل از رفتن به سر کار، نیم ساعتی دوچرخه سواری کنم. شاید از خودم راضی تر شدم...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۶/۱۹

نظرات  (۷)

۱۹ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۰۱ مصطفی موسوی
خانوم عکس این دختره تو هدرتونو هم بردارین تحریک کننده ست:| من به عنوان یه برادر دارم‌میگم ناراحت نشین:|
پاسخ:
:|||
از اون مذهبی نماهاست این همکارمون
نمیدونه که خدا خودش گفته تو امور شخصی هم دخالت نکنین!!

سخت نگیر.

گاهی هیچ نیتی پشت بعضی حرفا نیست. من احساسم میگه از سادگی محضه ولی همون بهتر که ارتباط قطع شد. گاهی بعضی از این آشناییها  هر چقدر هم کمرنگ با چنین انسانهایی میشه مصداق بارز همون دوستی خاله خرسه.

در مورد آخر گاهی اوقات تغییرات خیلی سخت میشه. این تصمیمی که گرفتی من دو ساله گرفتم ولی هنوز که هنوزه موفق نشدم. امیدوارم که موفق بشی البته با شناخت چند ساله ای که از شما دارم به قول ورزشی ها خوب فعل خواستن رو صرف میکنید.

موفق باشید.

پاسخ:
مصداق واقعی یه آدم جهان سومی بود :|
خیلی ممنونم :)
واای علاوه بر اینکه حرص خوردم کلی هم خندیدم بلاک کرده که چی مثلا عکس نبینه به جای اینکه شما بلاک کنی 
پاسخ:
عقل نداره :|
۲۱ شهریور ۹۵ ، ۱۵:۰۹ آقای خوش فکر
عجیب بود ...
دوچرخه سواری روح آدم رو تازه میکنه ، حتما راضی تر میشید :)
پاسخ:
ممنون:)
سلااااام.چطوری؟؟؟
واه واه واه عجب آدمایه سبک مغزی پیدا میشنااااا خدا شفاش بده.
اصن مغزتو درگیرش نکن...
پاسخ:
مرسی عزیزم :*
واقعن؟ اون هم به شما؟ :0
همون که گفتی: خدایا عاقبت هممون رو به خیر کن، آمیـن
پاسخ:
بله:)
۰۳ مهر ۹۵ ، ۰۱:۵۶ فاطمه (خط سوم)
ولش کن عزیزم خود درگیر بوده :)))))
پاسخ:
دقیقا!