مستقر در ماه

مهارت ِ اعتراض کردن

يكشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۵۶ ق.ظ

اینکه از کودکی یادمان داده اند سکوت کنیم چون سکوت نشانه ی بزرگواری است یک طرف، اینکه خودمان هم به سکوت کردن عادت کرده ایم و دیگر حتی از اینکه دهان باز کنیم و حقمان را بگیریم و لااقل اعتراضمان را به گوش ِ طرف مقابل برسانیم؛ تنبلیمان میگیرد؛ یک طرف دیگر.

امروز گوشیم زنگ خورد، دیدم از طرف کلاس زبان است. زنگ زده اند که دو جلسه از ترم جدید گذشته، نمیخواهی دیگر شرکت کنی؟ با صدایی که سعی میکردم ناراحتی از آن هویدا نباشد، جواب دادم که خیر، دیگر وقت ندارم. آن طرف تلفن با سماجت خواست که دوباره فکر کنم و اگر تایم بهتری مدنظرم است، آن را بگویم تا برایم تایم بهتری پیدا کنند. من که می دانستم خودم اگر بخواهم کاری را انجام دهم، حتی اگر وقت هم نداشته باشم، میتوانم 24 ساعت شبانه روز را به 28 ساعت افزایش دهم تا به کارهایم برسم، پس به خودم نهیب زدم که چرا واقعیت را نمیگویی؟ از چه میترسی؟ نکند وحشت داری که از پشت تلفن قورتت دهند؟..پس ناراحتی هایم را بازگو کردم. پرسیدم که چرا 16 جلسه ی کلاس یکهو به 12 جلسه تبدیل شد؟ گفتم که در طی همین 12 جلسه هم ، فقط 2 درس از کتاب را پیش روی کرده ایم و این یعنی سوختن زمان و هدر رفتن وقت های مفید، و آیا چه کسی پاسخگوی این همه زمان تلف شده است؟. گفتم که من از اول هم خواسته بودم در سطحی قرار بگیرم که فشار کاری در ان زیاد باشد تا بجنبم و بخواهم پیشرفت کنم، نه اینکه اینقدر مطالب آسان باشد که هیچ نگرانی از بابت یادگیری نداشته باشم....

در هر حال هزینه ای که بابت ترم پیش پرداخته ام، هدر رفته، هزینه ای که بابت رفت و آمد تا مرکز استان هم داده ام هم همینطور. انصاف نیست که بگویم آن 12 جلسه هیچ نفعی نداشت، اما خب بیشتر حالت سرگرمی داشت تا فشار درسی ای که از قبل مد نظرم بود. خلاصه اینکه می دانم آب رفته به جوی باز نمیگردد، اما برای اولین بار، به صورت جدی هم که شده، اعتراضم را بیان کردم، هرچند اگر دیگر برای خودم نفعی نداشته باشد، اما شاید از ترس ریزش داوطلبان آموزشگاهشان هم که باشد، سطح کیفی کار را بالا ببرند...


+هیچ کس در رشت، آموزشگاهی که حالت رعب و ترس :| در کلاس هایش برقرار باشد، و معلم هایش سخت گیر و وحشتناک :| باشند و بیشتر روی مکالمه مانور بدهد، سراغ ندارد؟

نظرات  (۱۱)

تنها بودم و چهارسال بغضمو نشکستم

هرجا رفتم ردی از یه خاطره دیدم

من همونم که الان به اینجا رسیدم

می بینی بی تو چقدر پر از دردم

دلم میخواد به اون روزا برگردم

نمیدونم این چهار سالو چه جوری سر کردم

که الان پر از آه و حسرت و دردم

من میخوام به اون روزا برگردم

اون روزا حال و هوامون خیلی عاشقانه بود

دلم حتی یه شعرم از غم و جدایی نگفته بود

کسی از زبون ما حرفی از جدایی نشنیده بود

ولی یکی از دور تو کمین این عشق نشسته بود

بین عشق من و تو یه حصار جدایی کشیده بود

از رابطه ی من و تو خیلی چیزا شنیده بود

 

آیدا جان معلم می تونه هم مهربون باشه و هم سخت گیر ها!
رعب و وحشت دیگه چه صیغه ای ه؟!
البته وقت تلف شده رو که شدیدا هستم؛ سر خیلی از کلاسای دانشگاه دولتی ای که براش سر و دست می شکنن هم این آفت وجود داره! چه رسد به کلاس های آزاد که وقت تلف کنی براشون بهره وری مادی داره : (
پاسخ:
شوخی بود رعب و وحشت :))
منظورم همینه که دانش آموزا حساب ببرن ازش تا کار جلو بره، نه که کل وقت کلاس به خنده و شوخی بگذره ...
آره وقت چیزیه که هیچ کس واسش هیچ تاوانی نمیپردازه :(
۱۷ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۲۷ خانم گلآبی
من سه ترم شرکت کردم و فقط یه ترمش واقعا چیزی یاد گرفتم :| حتی رفتم حرفمم زدم ! گفتم آقای فلانی این سطحی که منو انداختین خیلی پایینه ! ولی یارو گفت نه که نه ! همون کلاسی که تشخیص دادن برین :|
پاسخ:
منم دیگه پشیمون شدم از رفتن به کلاس.
چون من دایره ی لغاتم خوبه، فقط میخواستم یه مروری به گرامر بشه و لهجه م درست بشه. که دیدم اینا با این فرم لاک پشتی، تا هزار سال هم نمیرسن :|
بیشتر منافع خودشون رو در نظر میگیرن..
۱۷ خرداد ۹۴ ، ۱۶:۰۶ همیشه لبخند
بنام خدا
کانون:|

فک کن یه سال بعد اینکه دوره های زبانم تو آموزشگاه خودمون تموم شد،حس کردم نیاز به سخت گیری دارم برا خوندن زبان،رفتم کانون تعیین سطح دادم،نمره کتبیم بالاترین نمره اون آزمون بود،سر تعیین سطح حضوری اما استاده میگفت سنت نمیخوره من بندازمت ترمای بالا:||||||||||
بعد جالب اینه که استاد تعیین سطحم،استادم بود تو دوره های قبلی،نشستم باهاش چونه زدم،منو انداخت تو high:))))
ولی آیدا:)))
حسابی به غلط کردن افتادما،تکلیفای بیخود...سخت گیریای بی مورد،گرامر و دستورات بی استفاده،ضعف بخش اسپیکینگ و از همه بدتر بودن تو کلاسی که پایین تر از سطحم بود،همه و همش باعث شد طاقتم سر بیاد و دومین ترم،نرم سر امتحان فاینال:|
خلاصه الکی خودتو اذیت نکن با این کلاسا
برا اکسنت میتونم بگم که باید خیلی خیلی زیاد فیلم ببینی و آهنگ گوش بدی.به شدت تاثیرگذاره.و داشتن کسی که باهاش بتونی حرف بزنی و درست و فلوئنت صحبت کنه...
البته تا یه حدی میتونی قوی کنی اکسنتت رو،چون از سن تقویت لهجه برا ما گذشته دیگه.بهترینش از زمان تولد تا ده سالگیه:/
برا گرامرم که یه فکرایی تو سرم هست،اگه اوکی شد بهت میگم^___^
پاسخ:
بنام خدا
موافقم:|

آموزشگاه خودتون؟ :| یا خدا من منظریه کلاس میومدما :| کجاست آموزشگاه خودتون؟
من خواهرزاده هام میرن کانون و خیلی راضین. چند تا از کتاباش رو هم دارم، البته خواهرزاده بزرگم پری اینترمدییت 3 هست، کتابشو که نگاه کردم بازم آسون بود :|
میدونی؟ من فکر میکنم پر توقع شدم، شایدم زبانم اونقدرا خوب نباشه، اما خودم فکر میکنم دیگه همه جا سطحش پاییینه و خودم خیلی شاخم :|
خلاصه یه این نتیجه رسیدم که تو خونه بشینم خودم کار کنم!
گرامر رو هم برداشتم از کتابای دبیرستان دارم خلاصه برداری میکنم :دی
ولی میدونم فایده نداره، چون باید کار هم بشه تا به صورت کاربردی تو ذهن بمونه....
آره آره ، هرچی پیدا کردی بگو بهم :**
متاسفانه کلاس زبان ها تو ایران افتادن تو دور باطل. به قول یه بنده خدایی به تعداد هر بقالی یه آموزشگاه زبان وجود داره و متاسفانه با اساتید بی کیفیت. من خودم اگر الان این کلاس زبانی رو که می رم پیدا نمی کردم و مجبور نبودم سریع آیلتس بدم شاید سر صبر می نشستم و می خوندم ولی متاسفانه چون قبلن این راه رو طی کردم برام خسته کنندست و باید زور بالای سرم باشه.
من دوره کامل زبان رو وقتی نوجوان بودم گذراندم. خیلی خوب بود و همون شد که تونستم تو کنکور زبانم رو صد بزنم اما بعد ولش کردم. تا بعد از 10 سال با گوش دادن به کتاب های صوتی انگلیسی، دوباره یادآوری همراه با فان رو شروع کردم.
حتما امتحان کن. خیلی اولش سخته شاید مجبور شی چند تا ترک رو 10 بار گوش کنی ولی کم کم بهش عادت میکنی. یه قصه ای رو انتخاب کن که دوست داری. من با هری پاتر و توایلایت شروع کردم. هری پاتر فوق العادست. هر بخشش رو گوش کن. بعد برو کتاب انگلیسیش رو بخون. هم لغت یاد می گیری. هم لیسنینگت خوب میشه. گرامر رو هم از سایت http://learnenglish.britishcouncil.org/en/   بخون. خیلی سایت عالی و خوبیه. بری توش خیلی چیزا پیدا می کنی. گرامر را به بخش های کوچک با تمرین در انتهای هر بخش تقسیم کرده. بعد هم تو کتاب داستان هایی که می خونی دنبال گرامر جدیدی که یاد گرفتی بگرد.
پاسخ:
باز اگه آموزشگاه ها زیاد بود اما اساتید با کیفیت بودن، جای مباهات داشت، اما با این اوصاف جای گریه داره بیشتر...
دو وضعیت داریم، یا یکی هیچی از زبان نمیدونه و میره کلاس، که اون وقت استادش هر یه کلمه ای هم که از دهانش بیرون میاد واسه طرف غنیمته. اما یکی هم هست مثل من که شاید زبانش اونقدرها سطح بالا نباشه، اما میتونه کیفیت کار استادش رو تشخیص بده، اینجاست که پیدا کردن یه جایی که واقعا قانعت کنه سخت میشه....
ممنون بابت پیشنهادات خوبتون..
باید کمی اراده کنم و بشینم پاش، مطمئنم که خودم هم میتونم خوب پیشرفت کنم.
به اون سایت هم حتممما سر میزنم :)
۱۷ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۳۴ خانم گلآبی
دانشمندا هنوز متوجه نشدن دقیقا چی شد که خانم گلآبی تصمیم گرفت بیاد تو بلاگ اسکای خونه بسازه :| آخه بلاگ به این خوبی :( چرا عجله کردم؟ :(
قالب خودت که عالیه :)))
راستی اون ناتوردشت خیلی کتاب باحالیه :) بقیه شو ولی نخوندم و منتظر معرفیت هستم :) باورت میشه انقدر دلم کتاب می خواد که دیشب خواب کتابخونه می دیدم :( ولی از نمایشگاه فقط وسعم کشید کتابای دانشگامو بخرم خخخخ :)
پاسخ:
خب هنوزم دیر نشده، یه بلاگ بساز انتقال بده مطالبتو :)
جدا خوبه قالبم؟ مرسی ^_^
ناطوردشت رو خیلی دوست دارم، خیلی. بعضی قسمت هاش رو دو بار خوندم حتی. ولی نمیدونم واقعا ناتور درسته یا ناطور.
واقعا با 80 تومن نمیشد چیز زیادی خرید، منم دلم پیش خیلی از کتابا موند. مخصوصا کتابای نشر چشمه ._.
۱۷ خرداد ۹۴ ، ۲۳:۵۵ مصطفی موسوی
من در حدی هستم که فقط میتونم خوردن زبان در کله پاچه رو پیشنهاد بدم:|
پاسخ:
خوبه، همینو هم خیلی ها بلد نیستن!
۱۷ خرداد ۹۴ ، ۲۳:۵۶ مصطفی موسوی
راستی مهارت اعتراض کردن هم خوب بود. من قبلا از اون ور بوم می افتادم! یعنی با وجود این که مرد هستم اما سلیطه بازی در می آوردم و آبروی طرفو می بردم اما الان یذره کنترلش کردم!
پاسخ:
نه اینجوری نه اونجوری،
همون کنترل کردی فکر کنم چیز نرمالی از آب در اومده باشه!
سلام ایدا.خوبی؟
سخت گیری میخوای کانون.ولی نه اون کلاسایی که خواهر زاده هات میرنا، اونا گرامره همش خیلی رو حرف زدن کار نمیشه فقط تویه سه ترم اخر کهadvanced هس گرامر به کل نیست. و سرکلاس فقط حرف میزنی.اما خب نمیشه که از اد شروع کنی چون تعیین سطح باید بدیو خیلی الکی میندازنت پایین/
اما کلاسای مکالمه ی کانون هم هس که کلا یه چیزه جدایی هست.
کلا8 ترمه بعد سنتم باید20 به بالا باشه.دیگ اینکه مثلا اگه موضوع در مورد اشپزی باشه، همه ی بچه های کلاس باید یه چیزی درست کنن و ببرن و دربارش توضیح بدن ینی یه کمی مثلا باحالش میخواستن بکنن که از اینکارا به بچه ها میدن.
شاید سخت گیریش به حد لولای عادیه کانون (همون پریو اینترو هایو اد )نباشه اما خب مثه بقیه کلاسای الکیه زبان که همینجور سبز شدن همه جا هم، نیست. 

تا درودی دیگر بدرود ;)
پاسخ:
سلام عزیزم، مرسی :)
چه خوبببب نمیدونستم کانون همچین کلاسایی هم داره..
کاش از اول کانون رو پیگیری میکردم..
الان خیلی پشیمونم
خواستم خلاف جهت آب شنا کنم مثلا :|
مرسی بابت راهنمایی هات :)
آدم بتونه اعتراض کنه و تذکر بده خیلی خوبه :-) منم خیلی وقتها خجالت میکشم بگم :D

پاسخ:
منم خیلی خجالتی هستم دوست جان .. متاسفانه ...
تو اصفهان من از بچگی می رفتم گویش چون از بچگی شروع کردم همیشه سطح کلاس و برخورد اساتید خیلی خوب و مناسب و به جا بود، اما دانشگاه که رفتم کلاس زبان متوقف شد، الان که میخوام باز شروع کنم متوجه شدم هزینه کلاس ها خیلی زیاد شده و ساعت و کیفیت کتابها خیلی کم!
این شد که علی رغم اصرار اطرافیان تصمیم گرفتم نرم، راستش کیفیت عمومی آموزش زبان به طور ناراحت کننده ای توی مملکت اومده پایین!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">