مستقر در ماه

یک بلاگر پیر

سه شنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۶، ۱۰:۳۶ ب.ظ

این روزها به واسطه ی کار با پایان نامه دوباره به نوت بوک و لپ تاپم برگشتم.

خدایا.

شاید باورتون نشه اما قسمتی از روح و مغزم دوباره به دوران خوش وبلاگ نویسیم برمیگرده

تو نوت بوکم که بعد از چند سال بازش کردم هنوز هیستوری موزیلا پاک نشده! 90 درصدش وبلاگایی هست که الان یا دیگه فعال نیستن یا پاک شدن و یا از بلاگفا اومدن بلاگ و ...

آهنگ هایی که اون دوران گوش میدادممممم....خدیا این منم اینقدر تغییر کردم؟!

هی ذهن و روحم میره به 19-20 سالگیم هی خاطرات اون دوران مرور میشه میرسم به 21 به 22 و.... این منم اینقدر تغییر کردم؟!

هنوز قالبای وبلاگ بلاگفامو دارم...عکسایی که واسه پستام میذاشتم...آهنگا و فیلما و کتاب هایی که معرفی میکردم...

اولین دوستای وبلاگی

کسایی که اومدن و کسایی که موندگار شدن..

من همیشه یادم میمونه که هر چی دارم، از نوشتنه. نوشتن تنها چیزیه که برام مونده طی این سال ها. هر چند که ضعیف شده باشه..هرچند که الان فقط تبدیل به یک روزمره نویسی عادی شده باشه.....

همیشه از افتخارات زندگیم این خواهد بود که یه زمانی وبلاگ نویس بودم.....


+گفتم اولین های وبلاگ نویسیم. مصطفی، از اولین باری که برام کامنت گذاشتی و اصرار داشتی بیام وبلاگتو بخونم و کامنت بذارم؛ هیچ فکرشو میکردی این دوستی اینقدر ادامه پیدا کنه که با هم لیسانس بگیریم با هم ارشد قبول شیم با هم سر کار بریم و با هم بزرگ شیم؟ مرسی که تمام این سال ها کنارم بودی و دوست ترین دوست، همراه ترین همراه و بهترین دوست مجازی ِ ندیده م شدی. مرسی که بودی هستی و خواهی بود. دوستیت مستدام :)


نظرات  (۶)

آی گفتی! بیست سالگی تا ۲۶ سالگی... خیلیه ها! دقیقا همون بزرگ شدنه که گفتی!
وبلاگم توی پرشین بلاگ که گفتی بیام بلاگفا... یادش بخیر. بعدم که بیان با هم اومدیم. هرچند هیچی اون دو سه سال آخر بلاگفا نمیشه. معرفی کتاب و موزیک، استرسای کنکور ارشد، دردسرای کار پیدا کردن، فتوبلاگت، چه دورانی رو گذروندیم!
ایشالا که همینجوری که تا حالا نمه نمه پیش رفتیم ادامه داشته باشه. من مطمئنم تو به همه‌ی آرزوهای صورتیت که حرفشو زدی و میزنی میرسی. پیش به سوی ادامه‌ی همین مسیر :)
درمورد «دوست مجازی» هم که گفتی باید بگم خجالت بکش! بعد اینهمه مدت فقط میتونم بگم تو مث دختر خودمی!
پاسخ:
مچکرم پدر :))) خیرشو ببینی :دی
وبلاگ نویس نبودم ولی فقط یک وبلاگ نویس رو  دوست دارم :))
پاسخ:
بعله!

سلام.

حالا که اینقدر دلت برای بلاگفا تنگ شده خب چرا بر نمیگردی بهش. دنیای مجازی نقل مکان کرده به دنیای گوشیها. درسته که مثل سابق گرم نیست ولی صمیمیتش هنوز هست. من این دنیا رو خیلی خیلی بیشتر از دنیای مجازی همراه دوست میدارم.

آقا مصطفی هم حرف نداره. از وقتی که اسباب کشی کردید رفتید به یک سرور دیگه سر زدن بهتون برام سخت شده. مخصوصا آقا مصطفی که رفیق شفیقی هست. سلام منو بهش برسون.

پاسخ:
سلام
راستش دیگه کلا می نویسم
و بعد از اینکه بلاگفا زد کل نوشته هامو نابود کرد دلم نخواست بهش برگردم دوباره
هیچی جای وبلاگو نمیگیره واقعا
همیشه دلم میخواست یه وبلاگ داشته باشم...
من وبلاگ نویس نیستم،ولی بعضی از وبلاگ نویسها رو خیلی دوست دارم😊
پاسخ:
الهی^-^خب داشته باش وبلاگ:)
۱۷ فروردين ۹۶ ، ۱۲:۱۳ نیمه سیب سقراطی
آیدا یه تلنگر بهم زدی که یادم بیاد همه ی همه ی این رفیقای مجازی که به قول خودت با هم بزرگ شدیم ... شیرینه، دل چسبه حتی یادآوری اش :) 
پاسخ:
گاهی اوقات بهترین دوستا همین مجازی هاشن^-^
خوبی آیدا ؟
از وقتی سرت شلوغ شده بخاطر ارشد و کار فراموش کردی ما رو :)))
من خاموش میخونمت همیشه
امیدوارم به تک تک هدفات و آرزوهات برسی
پاسخ:
سلام عزیزم
واقعا راست میگی
من خیلی دیگه بی معرفت شدم
اما واقعا به یاد همه ی دوستای وبلاگی هستم
مرسی عزیزم تو هم همینطور :*