مستقر در ماه

که مولدِ رنگین کمان ِ ذهنمی

جمعه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۳۹ ق.ظ
جدیدا می ترسم از آرزوهای جدیدم برای اطرافیان بگویم. میترسم فکر کنند عقل از سرم پریده. میترسم فکر کنند یاغی شده ام و دیگر آن دختر آرام ِ قبلی نیستم. میترسم به من بخندند. می ترسم بهم بگویند حالا همین زندگی عادیت را پیش ببر؛ فکر و خیال و تخیلاتت پیشکش. امروز خواستم در ضمیمه ی چند عکسی که پیدا کرده بودم و می خواستم در گروه خانوادگیمان بگذارم؛ بنویسم : بیایید قول بدهیم همگی دست جمعی خوشبخت شویم. اما ننوشتم، ترسیدم بهم بخندند. میان این همه آدم، تنها یک نفر است که اگر از آرزوهایم برایش بگویم، چشم هایش را از تعجب گرد نمی کند، صورتش را آن ور بر نمی گرداند که یعنی به حرفم ادامه ندهم؛ یا الکی تظاهر به گوش کردن نمیکند. اصلا خودش بوده که این همه راه های جورواجور و رنگی را بهم نشان داده و جاده های مختلف را برایم راه گشایی کرده. کل هفته را صبر میکنم که بیاید. حالا هم منتظر فردایم تا برایش از فکرهای جدیدم بگویم و عکس های جدید را نشانش بدهم تا در موردشان صحبت کنیم. خواهرم را می گویم، منتظر فردا هستم تا خواهرم بیاید.
+تقدیم به خواهرم که تا 6 سالگی "مامان" صدایش می زدم و هر آنچه را که الان هستم، مدیون اویم.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۳/۲۹

نظرات  (۱۳)


بنظرم بهتره فکر و تخیلاتت رو بروز بدی، من یه روزی خیلی از این کار وحشت داشتم اما بعد که کم کم اینجور آرزوها و ایده ها و تخیلاتم را بروز دادم اولش با تعجب ولی بعد با حیرت و تحسین و تشویق اطرافیانم قرار گرفتم ، البته نه همشون اون دسته آدم های خوش ذوقی که من تا قبل از اون فکر میکردم اینجور ایده ها رو مسخره بدونن و بهشون فرصت نداده بودم و پیشداوری کرده بودم...
خدا این خواهر عزیزت و بقیه خواهر بزرگتر های گل(از جمله خودم) رو سالم و موفق نگهداره...
پاسخ:
چقدم که خودتو تحویل میگیری:))))
مرسی:***
"بیایید قول بدهیم همگی دست جمعی خوشبخت شویم."
چقدر قشنگ :-*
خدا خواهر جان مهربانتون رو حفظ کند :-*
پاسخ:
مرسی:****
سلام.
چقدر جالبه که من هم همینطور هستم...هر چند که مادرم هم تا حد زیادی پابه پام میاد و مدارا میکنه((: ولی اره...به خاطر اختلاف سنیه زیاد اونا یا ازدواج کردن یا مثلا خواهرم جای مامانم هم بوده...خیلی خوبه اینجوری...
ایشاا... که زودتر خواهرتون میاد و حرفاتونو بهش میزنید(:
چشمتون روشن بابت موبایل جدید ! اولش آدم خیلی ذوق میکنه باهاش...
پاسخ:
خواهرا همیشه به ادم نزدیک ترن:)
مرسی عزیزم
اره خیلی کیف میده اوایلش:))))
۲۹ خرداد ۹۴ ، ۱۰:۳۶ اقای روانی
اخی .. چه بامزه ، تا اخر نوشته فکر می مردم قراره به مادرتون بگین ...:)
پاسخ:
بعضی ادما همیشه سهم بیشتری دارن....
قبل از اینکه متن را تا انتها بخوانم دلگیر شدم ...کمی! گفتم من که هستم! رفتم تا انتها دیدم که من هستم .... رویایی ترین خیالات از دیدگاه من شدنی هست....اگر بخواهیم ... من امروز می آیم تا برای  تحقق رویاهایت نقشه بکشیم
پاسخ:
خواهر خوبم:)
۲۹ خرداد ۹۴ ، ۱۳:۳۵ مصطفی موسوی
تا وسطای متن که رسیده بودم گفتم که خب پس شمام آره!
پاسخ:
یعنی چطور؟
سلام ^_^ خدا حفظشون کنه
+ماه رمضان مبارک:)
پاسخ:
سلام^_^
برشماهم مبارک:)
۲۹ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۵۳ خانم گلآبی
رفتم تو اینستاگرامت ... انقد عکس خوراکی گذاشته بودی جیگرم خون شد سریع اومدم بیرون :|
پاسخ:
عه اسمت چیه تو اینستا؟
۲۹ خرداد ۹۴ ، ۱۵:۱۷ نیمه سیب سقراطی
حسودیم شد :|
من خواهر میخواااااام ... هق هق ... 
پاسخ:
سوسو:دی
ای جان خواهرا ماهن ماه
خوشحالم که دوباره میخونمت
پاسخ:
خوش اومدی^_^
۲۹ خرداد ۹۴ ، ۱۶:۳۵ خانم دایناسور
خوبه که همچین ادمی داری. منم دوست دارم از چیزای این جوری حرف بزنم اما با همبن واکنش ها مواجه شدم. الان دیگه با کسی در این مورد صحبت نمیکنم :)
پاسخ:
بده که کسی نباشه,سخته
تو ذهنت ارزوهاتو نگه دار:)
۲۹ خرداد ۹۴ ، ۱۹:۲۲ آبان ابانی
چه خوبه که خواهر داری ..همیشه دلم می خواست ..
پاسخ:
نازی,بوس:***