مستقر در ماه

کوچولو موچولو

چهارشنبه, ۹ مهر ۱۳۹۳، ۰۷:۰۴ ب.ظ
دختری مستقر در ماه - کوچولو موچولو

چند وقت پیش داداش اومد گفت آیدا یه کار کوچیک دارم لطفا برام انجام بده . گفتم واااااااااااااای خداااااااااا . گفت حالا خوبه سرکار نرفتی اینطوری ناز میکنی . کلا این حرفش هیچ ربطی به هیچ جایی نداشت ؛ اما خب به این نکته پی بردم داداش یکی از نگرانی هاش این شده که من اگه روزی جایی شاغل بشم ، کارهای خودش رو زمین میمونه :| خلاصه که با کلی نق و نوق رفتم ببینم کارش چیه . دیدم میگه بیا هلپ این نرم افزار رو برام ترجمه کن ، همش دو صفحه ست . رفتم نگاه کردم دیدم یه عالمه ست ، اعتراض کردم ، گفت کجاش یه عالمه ست؟ داخل متنش کللللی عکسه ، سرجمع بگیری ، 2 صفحه هم نمیشه :| . خلاصه سفارش کارشو قبول کردم .

خانمی که شما باشی ، تا الان که ترجمه کردم 30 صفحه با فونت کوچیک شده و این وسط مسطا ، هی تنبلی کردم و هنوز یه نصف دیگه باقیه ؛ یعنی اگه خوب تقریب زده باشم ؛ سرجمع حدود 70 صفحه ترجمه ست . انگار که طلسم شده باشه ، دست و دلم نمیکشه بقیه ش رو انجام بدم . شاید چون نرم افزار برقی هاست، واسه همینه.هی به زور خودمو میکشونم پای لپ تاپ ، بعد یادم میره واسه چی اومدم میام وبلاگ چک میکنم :| هیچی دیگه ، برم ادامه ی این کار کوچولوی دو صفحه ای داداش رو انجام بدم :|