مستقر در ماه

خدا هیچ کسو بیکار نکنه

چهارشنبه, ۵ آذر ۱۳۹۳، ۰۶:۰۶ ب.ظ
دختری مستقر در ماه - خدا هیچ کسو بیکار نکنه

1.هر روز دو سری جنگ تو خونه ی ما، در قسمت ضلع شمالی، در آشپزخانه، گوشه ی سمت راستی، یا به عبارتی همون سینک ظرفشویی،در ظهر و شب؛ اتفاق میفته. جنگ کنندگان شامل من ، مامانم و زنداداشم هست و آخر هفته ها خواهرم هم به این لیست اضافه میشه. حالا دعوا سر چیه؟اینکه کی ظرفا رو بشوره :| وقتی که طرفین دعوا خوش اخلاقن همچین نجواهایی به گوش میرسه: "به جان خودم اگه بذارم ظرفا رو بشوری" ، "عمرننننننننن مگه من مردم تو ظرفا رو بشوررررررری؟" و اگه حوصله نداشته باشن : "من شام زیاد خوردم خودم میخوام بشورم"، "چرا حرف منو گوش نمیدی مگه نگفتم خودم میشورم" و از این قبیل به گوش میرسه. واقعیتش هم اینه که این جنگ ها هیچ وقت برنده ی نهایی نداره، و نهایتا دو نفر از این جمع با هم توافق میکنن که یکی بشوره یکی آب بکشه :| بعد از شام، خیلی نجیب، سرمو انداختم پایین، اومدم اتاق. شما نمیدونین این سرو صداها چیه از آشپرخونه میاد؟

2. من تازگی ها مودم وایرلس گرفتم. بعد یکی از سرگرمی هام این شده که سرچ وایرلس لپ تاپم رو فعال میکنم ببینم کدوم یک از همسایه ها وایرلس دارن :| راستش اینه که انگار هیچ کدوم ندارن:/ اما هرشب حدود 11 شب به بعد، یه NIMA تو لیست ظاهر میشه. سرگرمی بعدیم اینه که هی واسش رمز وارد میکنم، هی رمز وارد میکنم شاید درست در بیاد که ببینم میتونم با اکانت اون وارد بشم یا نه :| لعنتی نمیدونم رمزشو چی گذاشته من نمیتونم پیدا کنم :/ از همه مهم تر اینکه ما تو همسایه هامونم اولا که پسر همسایه نداریم، دوما اگه داشته باشیم اسمش نیما نیست. یعنی کی میتونه باشه این نیما؟؟ :/

چقدر مشغولیات ذهنی من زیاد هستن. زیر فشار زندگی دارم کمر خم میکنم.