مستقر در ماه

بچه هایتان را به ما بسپارید!

چهارشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۰:۰۸ ق.ظ
دختری مستقر در ماه - بچه هایتان را به ما بسپارید!

حالا دیگربچه ریقورا به عنوان عضوی از خانواده پذیرفته ایم. به هنگام صبحانه، ناهار و شام، به صورت هم راستا و فزاینده، در کنار ما حضور دارد و حتی در مواردی ازش نظرخواهی میکنیم که آیا ماکارونی دوست دارد یا نه. اینکه دلش میخواهد با غذا پیاز بخورد یا نه. اینکه به نظرش ما فسنجون را زیادی ترش میکنیم یا نه. حتی بهش پیشنهاد میدهیم که باقالی خورشت و ترش تره را امتحان کند؛ شاید خوشش بیاید. بچه ریقو اینجا، بچه ریقو آنجا، بچه ریقو همه جا. داریم رویش کار میکنیم که دیگر به قند نگوید گند، و به قایم شدن نگوید گایم شدن. ما حتی داریم تلاش میکنیم بهش گیلکی هم یاد بدهیم. بهش میگوییم تی حال خوب ایسه*؟ و بعد هیجان زده میپرسیم حالیت شد معنیشو؟ و خب حالا حالاها زمان میبرد که از یک بچه ترک، یک بچه گیلک بسازیم. همزمان داریم سعی میکنیم این وسط از وزن ارشیا بکاهیم و به وزن بچه ریقو اضافه کنیم که قوانین ترمودینامیک این وسط بهم نخورد. انگلیسی هم به جفتشان یاد میدهم شخصا و باید قبول کنم که پسربچه ها، در سرنوشتم با خط میخی، از ازل تا به ابد، نگاشته شده اند.

 *تی حال خوب ایسه؟ = حالت خوبه؟

+سمت راستی بچه ریقو جانم است و سمت چپی ارشیا جانم. مامان در گوشه ای از حیاط برایشان موکت پهن کرده که با هم خاله بازی:| یا پلیس بازی؛ که این دومی آبرومندانه تر است؛ بازی کنند. با معرفی کپه ی پیاز خانه مان، خیلی هم مرتبط با پست؛ به شما.

 

 


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">