مستقر در ماه

یه امشبو بد بگذرونین

سه شنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۴، ۰۲:۰۵ ق.ظ

همه ی کسایی که به خونه ی ما دعوت میشن؛ به یک حکم واحد محکومن؛ و اون چیزی نیست جز "خوردن". قاضی این حکم هم کسی نیست جز مادرم و بی وقفه در پی این هست که برای حکمش آرای مثبت جمع کنه و هر لحظه با اشاره ی چشم و ابرو به ما نهیب میزنه که ما هم به مهمان ها تعارف کنیم که بخورن. غذا بخورن. بیشتر بخورن. ای بابا چیزی نخوردن که. حالا یه شب در خونه ی فقرا بد بگذرونن چیزی نمیشه که. چرا لب به هیچی نمیزنن؛ نکنه غذا مطابق میلشون نیست و نکنه برنج رو کته دوست دارن یا شاید فسنجون نمکش کمه.

از بچگی عادت کردم که هر بار مهمان داریم شاهد این دوئل های مهربانانه ی مادرم با مهمان ها باشم و بعد این ما هستیم که به تشویق مادرم علی رغم میل باطنیمون مجبوریم هی غذا و خوراکی به مهمان ها تعاریف کنیم.

نمیشه برای مامان تقصیر گذاشت؛ بهر حال این عادت به تعارف زیاد از عادات مرسوم گیلک ها هست که لابد برای مادرم هم از دوران کودکیش باقی مونده. به غیر از مادرم؛ خاله و زندایی ها و دیگر خانم های فامیل هم به همچین اخلاقی دچارن و انگار دیگه نمیشه کاریشون کرد. البته تلورانس دارن و در بعضی هاشون کمتره و در بعضی ها بیشتر.

این حس مهمان نوازی زیاد؛ باعث میشه که مهمان ها به جای لذت بردن از مصاحبت با همدیگر؛ دچار یک نوع خجالت زدگی و احساس نه چندان مطبوع بشن و از طرفی بد عادتشون میکنه که تا وقتی صاحبخانه چندین بار تعارفش رو تکرار نکرده دست به میوه و غذا نزنن.

از طرفی یک موضوع دیگه هم که مهمه؛ اینه که معمولا سن بالاهای فامیل، معمولا به قند و چربی و فشار مبتلا هستند؛ و تعارف بیش از اندازه به اونا در واقع دوستی خاله خرسه هست و اون بندگان خدا ممکنه در رودروایتسی غذایی که براشون مضر هست رو بکشن و ...

خلاصه اینکه خواستم بگم بهتره عادت به تعارف زدن رو در خودمون تعدیل کنیم؛ چون اینم مثل خیلی چیزای دیگه وقتی زیاد بشه؛ بجای اینکه مهربانی رو برسونه، حس آرامش رو از بین میبره.


+راستی؛ از دوستان وبلاگی اگر کسی که منو در اینستاگرام فالو میکنه، بهم اطلاع بده که جوابش رو بدم. چون بعضی اوقات اسامی وبلاگی با اسامی اینستاگرامی مطابقت نداره و بعد من ندونسته ممکنه شرمنده بشم .. مرسی :)



نظرات  (۱۱)

همین میشه دیگه تعارف ادمو خجالتی میکنه اونقد که روش نمیشه بگه یه لیوان اب بدین به من چون سر سفره نبوده و حالا قرص قندشو با نوشابه میخوره ...:)
پاسخ:
چه مثال خوبی زدی نبات
دقیقا همینطوره..
۱۶ تیر ۹۴ ، ۰۵:۱۶ آناهیتا طـــ
آخ گفتی... 
فک کنم ربطی به ملیت نداره, خانمای فامیل ما و بیشتر خانواده های سنتی رو هم ک می بینم اینطوری ن.

انقددددر معذب می شم یکی به بشقابم چشم بدوزه و ببینه چقد می خورم :|
اینایی ک به زور واسه آدم غذا می کشن یا میوه پوس میگیرن ک دیگه هیچی.. خو شاید طرف دلش نخواد زوره مگه :))
پاسخ:
اره منم خیلی معذب میشم
ولی خب چه میشه کرد:)))
۱۶ تیر ۹۴ ، ۰۹:۳۷ بندانگشتی
:D :*
پاسخ:
:*
تقریبا همه مادرا همینجورن، تعارف کردن بخشی از اخلاق مهمان دوستانه ما ایرانی هاست، و قصد و نیت خیره اما خب خود من شخصا وقتی خونه دوست و آشنا میرم دوست ندارم کسی خیلی بهم تعارف کنه ولی وقتی آدم یه  یه جای خیلی غریبه تر میره معمولا تا بهش تعارف نشه خجالت میکشه که خودش دست دراز کنه و خوراکی یا...برداره...
پاسخ:
اره من خودممم خجالتیم
اما کاش از اول اینطور نبودیم
خیلی اوقات دلم یه خوراکی رو خواسته و از خجالت ورظ نداشتم!
موافقم، وقتی زیاد تعارف می کنن ادم معذب میشه هرچند به قول تو از روی مهربونی و مهمون نوازیه. به هر حال هرچیزی در حد متعادلش خوبه دیگه
پاسخ:
اره
اینم مثل همه ی چیزا وقتی از حد بگذره ازار دهنده ست...
جالب بود!
متاسفانه من خودم آدم تعارفی ای ام! البته هیچ کس از من انتظار نداره و خیلی ها باورشون نمی شه!!!
دارم سعی می کنم کمش کنم و وقتی کسی با من راحت ه منم باهاش راحت باشم : )
پاسخ:
منم تعارفی هستم
خیلی اخلاق بدیه
ادمای رک همیشه خوشحال ترن!
۱۶ تیر ۹۴ ، ۱۵:۰۲ خانم گلآبی
پس هیشوقت منو دعوت نکنین خونه تون خخخخ چون من فوق العاده بدغذام و مخصوصا اگه خیلی بهم تعارف بشه دیگه نمتونم بخورم :دی
پاسخ:
ای وایی:))
چشم چشم:))
۱۶ تیر ۹۴ ، ۱۸:۴۸ نیمه سیب سقراطی
ما یه فامیل داشتیم قشنگ میومد باهات دعوا میکرد چرا نمیخوری ؟؟؟ :)))
بقابت هم میگرفت پر پر پر میکرد !!! خیلی وضعیت دوشواری بود !
پاسخ:
:)))
دوشخوار حتی :))
دقیقا کاش از همون اول این عادت و رسم بین ماها نبود...چه شیرینی هایی که من برای حفظ آبرو برنداشتم و الان حسرتش به دلم مونده:))))
پاسخ:
منم چه شکلات هایی :))
عمه من هم مثل مادر شماست.  من هر وقت میرم خونشون از خوردن هام مدرک جمع میکنم مثلاً پوست میوه ها رو نگه میدارم تو بشقاب وقتی میگه بخور بخور منم هی نشونش میدم میگم خوردم ببین.
پاسخ:
ای وای چقدر سخت :))
سلام سلام
.
گرامی مادر منم همین عادت تعارف رو دارد و چه بحث ها که  پس از مهمانی ها شاهد نبودیم بین ارجمند بابا و ایشان... به گمانم یکی از دلایل کم شدن آمار مهمانی و سفره انداختن همین معذب بودن مهمانها باشد! نه؟
پاسخ:
نه:))
مهمان ها از خوردن بدشون نمیاد:)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">