مستقر در ماه

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دوستانه» ثبت شده است

وقتی یک نفر آشپزیش خیلی خوب باشد؛ وقتی یک بار غذایش شور یا بی نمک بشود، یا یک ذره غذایش ته بگیرد، همه زبان باز می کنند به گلایه
وقتی آن بچه درس خوانه یک بار 19 بگیرد، پدر و مادرش شروع می کنند به نهیب زدن و تذکر دادن
آن زمین پر محصوله وقتی یک بار محصول خوب ندهد، می شود زمین ِ بد؛ غیر حاصلخیز

می دانید؟سال 94 انتظارم را از زندگانی بالا برده. درست است که پارسال همین موقع ها آرزو داشتم 94 به هیچ وجه شروع نشود؛ اما بعد سیب چرخید و چرخید و سرنوشت طوری رقم خورد که بهترین روزهای زندگیم را پشت سر بگذارم. خطاط شوم، دوباره دانشجو شوم، سر کار بروم و مستقل باشم.
حالا؛ دوباره بابت شروع سال جدید نگرانم. می ترسم که آنقدر انتظارم از خودم و زندگیم بالا رفته باشد که بشوم کانهو آن آشپز خوبه، آن بچه درس خوانه، آن زمین حاصلخیزه...

خدایا؛ این جملات را با چشمانی که اشک درشان حلقه زده می نویسم. احوالاتم را طوری به احسن الحال محول کن که با آرامش بیشتر، با انرژی مضاعف و با قدم های محکم تر به راهم ادامه دهم. خدایا، کاری کن که هیچ وقت فکر نکنم به چیزی که می خواسته ام رسیده ام که نخواهم دست از تلاش بردارم. خدایا، به حق بهار، که صدای قدم پاهایش نزدیک است و به حق روزهای خوب سال 94 که گذشت، آدم های زندگیم را برایم همواره پشتیبان و کوه/تر نگه دار و من را شکر گزار  ِ همیشه ی خودت...
خدایا، سال 95 را هم برای من و هم برای همه ی آدم های زندگیم پر خیر و نیکو بگردان....الهی آمین....

+سال نو پیشاپیش مبارک :)

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۴ ، ۰۱:۲۴
آی دا


نمیخوام بگم آدم بدبینی هستم؛ اما همیشه آینده نگری زیادم باعث میشه بیش از حد جوانبو بسنجم و به همه چیز؛ بیشتر از چیزی که ارزش داره فکر کنم. نمیدونم برای بقیه هم اینطور هست یا نه؛ وقتی انتظار یه روز سخت و خسته کننده رو داری؛ همه چیز اونقدر خوب پیش میره که تهش خنده ت میگیره؛ گاهی هم که فکر میکنی همه چیز حل شده ست، یهو یه اتفاقی میفته که تا ساعت ها فکرت مشغول میشه. من همیشه برای اینکه از زندگی رودست! نخورم، همیشه تمام تلاشمو میکنم که حتی تو چیزای مثبت، یه راه در رو بذارم، که فکر کنم ممکنه خراب بشه؛ که بعدا حتی اگه یک درصد خراب شد؛ غصه نخورم. تو تمام قرارملاقاتی های مهمم، تو تموم مهمونی های که از قبل براش برنامه ریزی میشه هر بیرون رفتن و گردشی، سعی میکنم به اون یه درصد بهم خوردنش هم فکر کنم. نمیدونم خصوصیت بدی هست یا نه؛ اما به هر حال خودمو اینجور بار آوردم که کمتر اذیت شم. البته اینو هم در نظر میگیرم که من رو خیلی اتفاقا حساسیت دارم که واسه خیلی ها بی ارزشه؛ واسه همین سپرم رو همیشه آماده و بالا نگه میدارم.

امروز رو فکر میکردم روز سختی باشه. اما روز ِ کاری؛ خیلی زودتر از چیزی که فکرشو میکردم تموم شد؛ وقتی به خونه رسیدم یه بسته سورپرازی از دوست جانم به مناسبت قبولی در دانشگاه انتظارمو می کشید و این منو تا آسمونا برد...عصر هم خوابیدم و کتاب خوندمو و غروب هم مامان منو با یه دسته گل زیبا  که خودش برام چیده بود؛ ذوق زده کرد. 

خب خوبه؛ همونطور که روحیه م اینقدر حساسه که از موضوعات خیلی کوچیک زود بهم می ریزم؛ عوضش زیبایی های دور و اطراف و موهبت های خدا رو هم بلدم ببینم و خوشحال باشم و میشه گفت این به اون در :)


:: ما از "یر به یر" برای گفتن مساوی بودن دو چیز استفاده میکنیم. این به اون در بودن.


۱۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۴ ، ۲۱:۳۲
آی دا
یکی از خوشحالی های این روزهای سختم؛ حرف زدن کامنتی با دوست جدیدم است.
دوست جدیدم ترک است، ترک استانبول احتمالا
در پیجش دقیقا ننوشته کجایی است، اما از نوع خطش و این مکان هایی که می گذارد اینطور حدس زده ام.
رفاقت کامنتی مان هنوز به آنجا نرسیده که بپرسم چند سالش است. اما امشب کشف کرده ام که مهندس سیستم است، همان سیستم اینجینیر.
بار اولی که برایش کامنت گذاشتم، پیجش را اتفاقی در سرچ ها پیدا کرده بودم، عکس هایش اینقدر قشنگ بودند که خوشم آمد؛ زیر یکی از عکس هایش نوشتم "چه بانوی زیبایی" . البته نه او فارسی بلد است نه من ترکی؛ پس دست و پا شکسته انگلیسی حرف میزنیم با هم. داشتم میگفتم؛ بعد از کامنتم جواب داد که تنک یو.
بهرحال خوشحال شدم؛ و این شد شروع دوستیمان. آدم گاهی رفاقت با این غریبه ها را به رفاقت با کسانی که میدادند کیستی و چیستی اما نه در راه رضای خدا نه یک جواب کامنت می دهند نه می گویند خشک است نه میگویند تر است نه میگویند بسوز و نه حتی وقتی می دادند بلاگر و هم صنفی جواب فالو میدهند؛ ترجیح میدهد.
خلاصه در صدد هستم سنش را کشف کنم. به هر حال هر چه باشد یک دختر ایرانی ام !!

+امیدوارم از دیدن عکس من با کلی روبنده :| و عینک آفتابی و غیره نترسیده باشد :| شما هم باور کنید من تا این حد اونطوری نیستم :|
همین که از چهره ام فقط یک دماغ:| دیده و رفیق شده ایم، کلی خوشحالم کرده :))

+ میدانم 9 تا کامنت تایید نشده دارم؛ انشالله فردا، حتما جواب میدهم و تایید میکنم.

۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مرداد ۹۴ ، ۰۱:۱۳
آی دا
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۴ ، ۲۳:۲۹
آی دا

این هم مابقی دوستانی که از خونه ی جدیدشون اطلاع پیدا کردم :)


9.ساکن چهارخانه ی پیراهنش

10.کاغذهای خط خطی

11.به روایت واژه ها

12.واژه چین

13.موردات یک ملامتی

14.آبان

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ خرداد ۹۴ ، ۲۱:۴۸
آی دا

بعضی از وبلاگ هایی که قبلا در بلاگفا بودند، من میخوندمشون و الان مجبور به تغییر مکان شدند این ها هستن، اگه شما هم وبلاگتون رو تغییر دادین، بگین تا اطلاع رسانی بشه.


1- دلستون(مصطفی)

2-سکو (الهام)

3-یه یک سبز ملایم مگر نمی شود دل بست؟(حنیسم)

4-آدامس با طعم کروکودیل(کرو)

5-خرمالوی سیاه(آلما توکل)

6-نیکولا

7-خنده های صورتی

8-نیمه سیب سقراطی

۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۴ ، ۰۱:۵۰
آی دا