مستقر در ماه

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خانم خونه» ثبت شده است

هفت سین


سال نو رو با یه عالمه رنگ جدید شروع کردم، تا از انعکاس این رنگا به روحم، زندگیمم خوشرنگ باشه ^_^

شیرینی تر های پایین تصویر سمت راست رو خودم درست کردم؛ همینطور بالاش بیسکوییت های کره ای رو ^_^


تو خانواده ی ما رسم بر اینه که همه برای هم عیدی می خریم. حتی من برای مامانم و بقیه. امسال همچنان از سمت خانواده عیدی گرفتم، اما دیگه شک دارم فامیل بهم عیدی بده :))

تو خانواده ی شما عیدی گرفتن چجوریه؟ ^__^


+اینجا کسی هست که تو اینستا منو دنبال کنه اما من دنبالش نکرده باشم؟ اگه دوست دارین بگین :)

+سال نوتون دوباره مبارک ^_^



۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ فروردين ۹۵ ، ۲۰:۳۸
آی دا

1-پس که اینطور. شهریور طلایی من هم داره تموم میشه. من هیچ موقع تو هیچ سنی و هیچ وقت فکرشو نمی کردم تو شهریور 94 یهویی به چند تا از آرزوهام برسم. ماهی که گذشت به معنای واقعی پر از برکت بود. البته حواسم هم چیزهایی که بدست آوردم، نتیجه تلاش های زیادم بوده و یهویی بدست نیومده و اگه می خوام همچنان پیشرفت کنم باید از تلاش کردن دست بر ندارم. سال پیش همین موقع که نا امید و خسته بودم، ته دلم ایمان داشتم که هیچ تلاشی بی ثمر نمی مونه. همون ضرب المثل بارز دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره.

2-من همیشه فکر میکردم اگه ارشد قبول بشم و اولین حقوقمو بگیرم، دیگه هیچی از خدا نمی خوام. اما باید محضر آقای خدا عرض کنم که این بنده ی سخیفت همچنان آرزوهای زیادی داره. و منبعد باید خدا جان آماده باشه اینا رو بشنوه: خدایا اگه ممتازو هم قبول بشم دیگه هیچی ازت نمی خوام، خدایا اگه پایان ناممو سریع دفاع کنم دیگه هیچی ازت نمی خوام. خدایا یه کاری کن بهم هی مرخصی بدن که بتونم برم دانشگاه. خدایا اگه حقوقمو خیلی زیاد کنن من بتونم برم مسافرت هایی که دلم می خواد دیگه هیچی ازت نمی خوام :|

3-دیروز در حالی که دستام می لرزید و حس می کردم پاهام بی حس شده؛ به آقای مدیر ماجرای دانشگاه رفتنمو گفتم. اول سکوت کرد بعد لبخند زد بعد پرسید حالا می خوای چیکار کنی؟ گفتم راستش کار در ارجحیته، با استادا صحبت می کنم که کلاسا رو نرم(به معنای واقعی چرت گفتم). آقای مدیر دخترش دانشگاه ما درس میخونه. گفت تو که میدونی استاداتون چقدر سخت گیرن، باید بشینیم برنامه ریزی کنیم. بعد گفت با مدیر عامل صحبت می کنه. بعد گفت شیرینی یادت نره.

نفهمیدم در حالت کلی حس و حالش چجوری بود(هر چند حس منفی ازش نگرفتم اما بهشون حق میدن از دانشگاه رفتن من خوشحال نشن. همه می دونن دانشجو یعنی دردسر). اما بالاتر از سیاهی که رنگی نیست. هست؟ خودمو واسه همه چیز آماده کردم...تو دلم دارم دعا می کنم که امسال به خوبی و خوشی بگذره..شما هم دعا کنین برام..

4-برای اینکه فکر و خیال زیادی نکنم و به عبارتی دیوونه نشم؛ سعی می کنم کارای جدید کنم. دیشب نون باگت پختم با فر. عکساش تو اینستاگرامم هست. نتیجه خوب و خوشمزه شد و همه راضی بودن. فکر کنم دفعه ی دیگه درست کنم نتیجه بهتر هم بشه...



۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۴۹
آی دا

از همون دوران کنکور کارشناسی که تصمیم قطعی گرفتم که من آدم درس خوندن رو میز مطالعه نیستم و کتابامو روش می نشوندم که بشینن تخمه بشکنن و از فراز منو نگاه کنن، دیگه مامان متقاعد شد که دخترش دهاتیه و همونطور که واسه ظرف شستن پیشبند نمیبنده، دستکش نمیندازه، دمپایی روفرشی نمیپوشه و رو تخت هم نمیخوابه، متقاعد شد که من نمیتونم پشت میز بشینم درس بخونم، پس میزمو به میمنت و مبارکی شوهر داد. تا یک سال پیش ککم هم نمیگزید که میز ندارم و همیشه یا رو زمین دراز میشدم درس می خوندم، یا ازین میز عسلی ها میذاشتم کتاب میخوندم. وقتی که خطاطی رو شروع کردم؛ و همچنان تصمیم داشتم پشت میز عسلی کوچولو بشینم و بنویسم، دیدم الف هام به جای اینکه راست باشن همیشه به سمت راست یا کج متمایل هستن و استادم بنده خدا چون نمی دونست مشکل از کجاست، هر بار طریقه ی نوشتن الف رو بهم یاد می داد. یه ذره که گذشت دیدم این بار دیگه نمیشه با پشت میز عسلی نشستن مشکلمو حل کنم و حیثیت هنریم!! در خطره، پس به سمت میز آشپزخونه یورش بردم و همونجا همیشه خط می نوشتم.

تا اینکه چند وقته میزمونو عوض کردیم و این جدیده خیلی میز بلندیه و نمی تونم بازم روش بنویسم! مامان میز قبلی رو گذاشته تو حیاط که بتونیم اونجا گاهی چای بخوریم یا بشینیم. پس منم دوباره به حیاط نقل مکان کردم( شایدم مامانم داره حربه میزنه؛ که حالا که من زیر بار نمیرم شوهر کنم، کم کم منو به این طریق از خونه بیرون کنه:| لابد مکان بعدی میزمون تو کوچه ست :| )

خلاصه که دیروز غروب نشستم چند خطی بنویسم و برای امتحان خودمو آماده کنم؛ اینقدر هوا خوب بود و حیاط هم که سر سبز، من اصلا متوجه نشدم که ساعت داره میگذره و وقتی خانواده بیان خونه ازم شام میخوان. ساعت 9 شد دیدم که ای وااای شام نداریم، وقتی بیان خونه ببینن غذا نیست، این بار دیگه مامان واقعا میزو به کوچه منتقل میکنه:| دست به کار شدم و از ساعت 9 تا 9:30 که خانواده به خونه رسیدن، یه ماکارونی خوشمزه ساختم که خواهرم و زنداداشم با دیدنش از فرط شادی جیغ میکشیدن:| (چون بهرحال تصورشون نون پنیر بود که به ماکارونی تبدیل شده بود و واقعا هم جای خوشحالی داره دیگه:| )

خواستم بگم هنوزم با وجود تمام بدی هام و بد اخلاقی هام، یه ویژگی دارم که بتونم اطرافیانمو باهاش شاد کنم که اونم آشپزیه و از این بابت خوشحالم. پس هنوزم بلد بقیه رو خوشحال کنم :)


+ اگه کوچکترین راهی داشتم که به عقب برگردم، میرفتم دنبال آشپزی حرفه ای و به دنبالش عکاسی از مواد غذایی به عنوان شغل.



۱۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۰۴
آی دا

1- وقتی میخواین مرغ رو بپزین، اول آب رو داغ کنین که کمی به جوش بیاد، بعد مرغ رو بندازین داخلش تا چند دقیقه بمونه و جوش بخوره، بعد آبش رو دور بریزین و از نو تو قابلمه آب بریزین تا مرغ بپزه. این کار باعث میشه چربی های سطحی مرغ و اون آب سیاه رنگی که میده از بین بره و نتیجه ی کار بهتر میشه.

2- برای پختن مرغ همیشه یک تکه پیاز، برای گرفتن بوش بریزین. در کنار پیاز فلفل دلمه ای و هویچ هم پیشنهادهای خوبی هستن.

3- توی درست کردن انواع کوکو و کتلت و شامی، زیاد ریختن پیاز باعث شل شدنش میشه اما تخم مرغ ِ بیشتر باعث پف کردنش میشه.

4- در پختن غذاهایی مثل ماکارونی و لازانیا، بهتره یه مقدار از ادویه مثلا دارچین رو بذارین 10 دقیقه ی اخر طبخ به غذا اضافه کنین.

5- برای طعم دار کردن ته دیگ های نونی، میتونین همراه با زعفران و زردچوبه، مقداری هم دارچین یا ادویه جات دلخواهتون رو بریزین تا عطر خوبش هنگام طبخ به مشام برسه.

6- وقتی سبزی خوردن رو بیشتر از مقدار یک وعده تون خریدین، بعد از پاک کردنش همش رو نشورین و بذارین و فقط به مقدار احتیاجتون بشورین و استفاده کنین. بقیه ش رو نشسته در پلاستیک فریزر در یخچال نگهداری کنین تا زود نپوسه.

7- همیشه میوه ها رو قبل از گذاشتن در یخچال خشک کنین.

8- اگه باغچه ندارین، خوبه که تو گلدون برای خودتون مقداری جعفری یا ریحون و نعنا بکارین، تا همیشه بتونین در غذاها یا به عنوان تزئین استفاده کنین.

9- همیشه آبلیمو و فلفل رو در خورشت ها در 10 دقیقه ی اخر طبخ اضافه کنین که مزه و عطرش به چشم بیاد.

10- همیشه خریدن مارک های معتبرتر، حتی اگه یه مقدار قیمتش بالاتر باشه می ارزه. چون موادی که مرغوب نباشن، هرچقدر هم که برای پخت غذا زحمت کشیده باشین، نهایتش عطر و رنگ غذا به چشم نمیاد( مثلا هیچ وقت از زرماکارون استفاده نکنین، مَک یه مارک خیلی خوب و خوشمزه هست).

11- برای بسته بندی کردن مرغ و گوشت، و یا کلا سبزی و بادمجون؛ همیشه اونا رو به قسمت ها و قطعات کوچیک تر تقسیم بندی کنین، تا بعد وقتی که یخ زده باشه، مشکل ِ جدا کردنش رو نداشته باشین.این کار به استفاده ی بهینه از فضای فریزر هم کمک میکنه.


+فعلا همینا یادم اومد، درسته که خیلی ساده ان، اما گاهی برای آشپزی بهتر به آدم کمک میکنن. شما هم اگه چیزی بلدین بهم یاد بدین :)

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۱۱
آی دا
دختری مستقر در ماه - امگا 3 هم داره

وقتی مامان دوباره بخواد رژیم بگیره ، واسه شاممجبور میشی خودت دست به کار شی وبه تخم مرغ قناعت کنی ..



,
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۳ ، ۱۷:۵۲
آی دا