مستقر در ماه

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «غم» ثبت شده است

8

امروز داشتم فکر میکردم که 25 ساله هستم و این خودش کلی است.

بعد فکر کردم چرا غیر قابل درک ترین راه ممکن را برای مثلا پیشرفت انتخاب کرده ام ._.

با درس خواندن حال نمیکنم و واقعیت دقیقا همین هست و جز این نیست.

بدترین بخش ماجرا این است که به استثنای 6 سال اول زندگیم، 19 سال بعدی را مدام امتحان داشته ام :| و با این حال، نمی دانم چرا پدیده ی مزخرف امتحان دادن برایم عادی نشده.

گیریم که فردا هم بگذرد. هنوز روزهای زیادی هستند که من امتحان داشته باشم. و احتمالا همین چند تا تار موی مشکی باقیمانده هم سفید خواهند شد.

به جز فردا، در خوشبینانه ترین حالت ممکن، تا پایان دوره ی ارشد، 8 تای دیگر امتحان-پایان ترم و میانترم- دارم و این خودش جای چالش دارد ._.

فقط امسال بگذره ._.


هر گونه کامنت دلداری، و امیدوارانه و خدا کریمه و به امید موفقیت های بزرگ تر و ناشکری نکن و غیره و ذالک، تیکه پاره خواهد شد :| گفته باشم :/


۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ آبان ۹۵ ، ۲۰:۵۵
آی دا

از آخرین باری که کارتون دیده ام چقدر می گذرد؟

از آخرین باری که فیلم دیده ام چطور؟

موزیک های جدید را هر چند وقت دانلود می کنم؟

 چقدر دیگر از تابستان باقی مانده است؟

خدا را شکر چند تا دانه کتاب خواندم؛ وگرنه که ...


گوشم! درد میکنم و انگاری یک حسی مثل سرماخوردگی دارم. تابستان هم تمام شد و من نه فیلم دیده ام نه کارتون. آهنگی هم دانلود نکرده ام. فقط چندین تا کتاب توانسته ام بخوانم که همچنان ثابت کنم زنده ام.

دلم؟ گرفته.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۴ ، ۰۰:۳۸
آی دا