مستقر در ماه

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نوروز» ثبت شده است

هرچقدر میخوام از زیرش در برم، اما مثل یه قرارداد شده که باید بنویسم که سال 96 چطور بود.

سال 96 سال مهمی بود. اتفاقای زیادی توش برام افتاد.

اول از همه اینکه تو 13 شهریورش دفاع کردم، و به صورت مقطعی پرونده ی درس خوندن رو بستم.

بعد اینکه توی مهرش تصمیم خیلی خیلی خیلی مهم برای آینده م گرفتم( یعنی دو سه تا تصمیم همزمان) که مسیر و هدف آینده مو مشخص کرد.

تصمیمات خیلی سختی بودن و کشمکش های زیادی با خودم داشتم، اما نهایتا به ثبات رسیدم.

از لحاظ شغلی پیشرفت چندانی نداشتم، و یه ریتم همیشگی و ثابت بود.

تو محل کارم روزهای سختی رو داشتم و خیلی ها اذیتم کردن. 

از لحاظ مالی بهم سخت نگذشت، میشه گفت خوب بود. اما خب مثل هر آدم دیگه ای دوست داشتم میتونستم پس انداز کنم. خیلی تلاش کردم اتفاق بیفته اما اصلا نشد و هر بار به بهانه ای مجبور شدم از پس اندازم برداشت کنم ولی خب همونم خدا روشکر.

از لحاظ سلامتی، مشکل چندانی نداشتم اما زمستون خیلی بیشتر از هر وقت اذیت شدم که خب الان باز هم از خودم راضیم.

وزنم رو تو سال 96 نسبتا ثابت نگه داشتم و در تلاشم بهتر بشم.

سال 96 یاد گرفتم بیشتر و بزرگ تر بخوام و از آرزو کردن نترسم. یاد گرفتم تلاش بیشتری احتیاجه برای چیزهایی که می خوام. سال 96 تصمیم گرفتم برای آرزوهای بزرگی که دارم، باید صبر داشته باشم، صبر داشته باشم و صبر داشته باشم و در کنارش تلاش هم کنم.

میشه گفت ریتم زندگی من به صورت کلی، از مهر 96 رقم خورده، و هرکسی سال های بعد ازم بپرسه از کی شروع شد؟ من میدونم چه جوابی باید بهش بدم.

و خب پروسه ی زبان خوندنم ناراحت میشه اگه ازش حرفی نزنم:))) میشه گفت از این لحاظ هم از خودم راضی بودم، میشد که خیلی بهتر باشم، اما نمره ی متوسط به خودم میدم که تو عرض 5 ماه خیلی دایره ی لغتم رو بالا بردم.

نهایتا اینکه امیدوارم تو سال 97، خوش اخلاق تر، دل رحم تر، پولدارتر، درس خون تر، کوشاتر، سالم تر، باسوادتر، خوشگل تر، خوش هیکل تر و عاشق تر از هر زمان دیگه ای باشم.


شما 96 تون رو دوست داشتین؟

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۳۳
آی دا