مستقر در ماه

رابطه ی مستقیم پیراشکی و رقص از نگاه من

جمعه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۷، ۰۴:۰۵ ب.ظ
دیروز یه پیراشکی چاقالو خریدم.
بعد همش عذاب وجدان که چطور بخورمش.
امروز بعد از ناهار تصمیم گرفتم کلی برقصم، ناهار هضم شه، تا بعد بتونم پیراشکی بخورم :|
فکر میکنم از آخرین باری که خیلی جدی رقصیدم سال هاااااااااااااااااا میگذشت!
فکر کنم برای اینکه به رقصیدنم ادامه بدم، هی باید واسه خودم پیراشکی های چاقالوی مهربون بخرم!!



+چندین تا فایلی درسی که خیلی دنبالشون میگشتم رو پیدا کردم. 
+دوست صمیمی آقای محترم فردا میره کانادا پیش خانمش و مشخص نیست دوباره کی بتونن همو ببینن برای همین امروز قرار گذاشتن که خیلی هندی طور با هم وداع کنن. آقای محترم غمباد گرفته. میگه آخرین چکه ی دوستامم رفتن. دلداریش دادم که من هستم غصه نخور :| درسته این جمله اعتماد بنفس زیاد منو میرسونه، اما خب تنها جمله ای بود که اون لحظه به ذهنم می رسید :)))

نظرات  (۴)

۱۶ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۲۹ مصطفا موسوی
مگه معمولا دخترا نمیرن کانادا پیش شوهرشون؟ :|
پاسخ:
:)))))
دوستش و خانمش، دیر با هم آشنا شدن، واسه همین فرصت نکردن برنامه ریزی کنن بتونن تو یه شهر پذیرش بگیرن. کلا هم زن و شوهر بتونن تو یه شهر پذیرش بگیرن خیلی کار سختیه.
واسه همین وقتی آشنا شدن خانمش پذیرشش رو داشت، و خب چون دیر عقد کردن اول خانمه ویزاش اومد و الان سه ماهه اونجاست، الان دوست آقای محترم به عنوان همسر ویزا گرفته داره میره، تا سال بعد بتونه پذیرش بگیره.
۱۶ شهریور ۹۷ ، ۱۸:۳۳ مصطفا موسوی
پس بگردیم دنبال یدونه ویزا گرفته ش 😎
پاسخ:
هوی ی ی ی ی :/
۱۶ شهریور ۹۷ ، ۲۰:۰۱ مصطفا موسوی
بگردید به دنبال یه ویزا گرفته. قبل از این که ویزا بگیرید و بقیه بگردن دنبالتون :))
پاسخ:
نگاش کن چه خوشحاله :|
این پیشنهاد آقای موسوی به شدت خوبه.

بودن تو در کنار هرکسی حالش خوب میکنه
پاسخ:
آقای موسوی ازین پیشنهادهای ناب زیاد داره:))

مرسی عزیزم تو لطف داری❤❤❤

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">