مستقر در ماه

غم

شنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ۰۷:۴۵ ب.ظ
راستش امید به زندگی ام اگه منفی نشده باشد، حدودهای صفر آمده. تا این حد که با نوشتن همین خط هم بغض کرده ام.
زبان را دیگر برای سرگرمی و علاقه ام از کودکی بهش می خوام و چندین روز است دانشگاه سرچ نکرده ام.
هر بار می خواهم قضیه را توی ذهنم جدی کنم، می بینم نمی شود. 
می ترسم.
هیچ فکرش را نمی کردم که بزرگسالی ام بخورد به بدترین اوضاع در تاریخ کشور. حالا قدیم ها طاعون می کشت، الان خیلی شیک و باوقارتر، غصه می کشد.
کاش مالِ 100 سال پیش بودم. کاش حتی 50 سال پیش. حتی سگ خورد، کاش 5 سال ِ پیش در موقعیت فعلی ام بودم. که حداقل یک برهه از زندگی ام را بهتر می گذراندم، یا حداقل راهی برای در رفتن از شرایط موجود را داشتم. این را می دانم که مال هر زمانی بودم، علاقه ام به علم و تحقیق و دانش کم نمی شد و حداقل بابتش می توانستم زندگی خوبی داشته باشم. اما الان؟
پیج یک آرایشگر معروف توی رشت را در صفحه ی اینستاگرامم دارم. قبل از تعطیلات محرم اعلام کرد که این تعطیلات را در سوئد اگر اشتباه نکنم به سر می برد و ایرانی های آنجا می توانند از خدماتش استفاده کنند.
با تمام احترامی که برای آرایشگرها قائلم، این تقصیر به گردن کشورم است که هیچ تفاوتی بین یک فرد تحصیل کرده و تحصیل نکرده قائل نیست. اگر یک آرایشگر در تعطیلاتش می تواند در اروپا باشد، یک مهندس حداقل ِ حداقل باید از پش امرار معاش ماهانه اش در سن 27 سالگی بر بیاید!
خانم آرایشگر لایو لوازم آرایشی گذاشته و سعی می کند کلمات انگلیسی را تلفظ کند. همه را اشتباه می خواند و من آه می کشم.
دلم گرفته. مادرم سال های پیش اگر بهش شکایت میکردم که این همه درس خواندم هیچی به هیچی، دلداری میداد که غصه نخور، شان اجتماعی خیلی مهم است. اما امروز همزمان با من آه کشید.
دلم گرفته و حتی به این فکر میکنم تلاش این روزهایم الکی نباشد یکی وقت؟ بهتر نبود توی همان شرکت سگی، با حقوق ...مثقالش می ماندم؟ بهتر نبود هر روز چشمم پر از اشک می شد و حداقل روزگذران می کردم؟
خسته ام و خیلی می ترسم.
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۳۱

نظرات  (۴)

۰۱ مهر ۹۷ ، ۰۳:۱۲ مصطفا موسوی
شاید باید به ابن توجه کنی که آدم باید از مسیر لذت ببره نه این که فقط به هدف فکر کنه و منتظر باشه به اونجا برسه و بعد شروع کنه به لذت بردن و احساس خوشبختی کردن
اما درمورد وضعیت اقتصادی، به نظر من با کار کردن برای مردم آدم به جایی نمیرسه. اگه دیدمون رو وسیع تر کنیم زمینه برای درآمد زیاد هست. فقط باید خودتو به یه زمینه و اونم در مسیر درسی که خوندی محدود نکنی
یه نکته ی دیگه که میخواستم بگم اینه که تو الان درس خوندنت هم یه جور سرمایه گذاریه با توجه به این که قراره بری اونور. اینهمه آدم رفتن فکر میکنی خونشون آبی بوده؟ 
ندیده بودم توی زمینه ای احساس ضعف و ترس نرسیدو داشته باشیا! 
پاسخ:
من سعی می کنم تلاشمو انجام بدم؛ اما اوضاع اقتصادی خیلی منو میترسونه. اگه قبلا کارای قبل رفتن رو میشد با ده میلیون نفری بست، الان با بیست تومنم شاید نشه.
چیز غیرممکنی نیست اما یه ذره شرایط سخت شده.
تو سیدی دعا کن برام.
یک دنیا دلم گرفت...

پاسخ:
ببخشید :(
خب درد همه ما همین است ..
می ترسیم از موندن ..حتی از رفتن ...
اما مطمن ام خدا بهترین برنامه را برای بنده اش در نظر داره ..
ادم هایی که موفق میشن همیشه ریسک های بزرگ می کنند ..تو ریسک و کردی ایشالله جواب می گیری 
پاسخ:
من هنوز ابتدای کارم و تقریبا میشه گفت واسه هدفم کار مهمی نکردم،
اوضاع فعلی کشور هم اینقدر خرابه که هر لحظه نگرانم اعلام کنن خروج ممنوع!
هر چند با سخت تر کردن شرایط خود به خود دارن این حالت رو عملی میکنن :(

ممنون. ایشالا که جواب بگیرم..
۰۲ مهر ۹۷ ، ۱۱:۰۷ مسعود حقدادی
آی گفتی 
شان اجتماعی این تحصیلات رو هم نخواستیم 
وقتی مقایسه میکنی ادم تحصیل کرده عقب ترین ادم در این کشوره . وقتی رفاه و رضایت نباشه شان میخوام چیکار 
من خودم به شخصه دارم شکل زندگی مو عوض میکنم . و به احتمال زیاد روش کسب درامد رو هم عوض کنم . بی خیال درس مدرک و علم . تو مملکت گل و بلبل 

پاسخ:
دقیقا تو بچه های یه خانواده اونی که درس بیشتر و باکیفیت تری خونده، از لحاظ مالی از همه عقب تره :| :(
مملکت خراب شده..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">