مستقر در ماه

۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کتاب های طلایی» ثبت شده است

+آلمانیه آمد شرکت. لابد از نژادهای فوق اصلاح شده شان بود. مدیر تولید و مدیر کارخانه، که کلی ادعای قد بلندی دارند، پیش او، مثل کوتوله ها، بپر بپر می کردند. موضوع حالا قد و هیکلش نیست. اما خب عادت ما ایرانی ها این است که آدم های کشورهای دیگر را خیلی به قول معروف شاخ میبینیم. موضوع خیلی ساده تمام شد: ایشان که از یک کشور فوق صنعتی آمده بود، نتوانست آنقدرها که باید به خط تولیدمان کمک کند :)

+از خوشبختی هایم، داشتن چند کتاب جدید است که در نمایشگاه کتاب گیلان خریدم. غرفه ها خیلی ضعیف بودند و از قوی ترینشان، میتوان به آموت اشاره کرد.
از نشر آموت کتاب "من، پیش از تو" را خریدم.
احتمالا خیلی هایتان خوانده اید این کتاب را.
من بس که مجذوب کتاب بودم، دو روزه تمامش کردم؛ برای اولین بار هم فیلم دانلود کردم و فیلمش را هم دیشب دیدم :)
طبق معلول کتاب بسیار عالی تر از فیلم بود؛ اما فیلمش را هم دوست داشتم. تقریبا دیالوگ ها را حفظ بودم.
حالا باید خیز بردارم سمت کتاب "پس از تو"، که ادامه اش است. البته با حقوق ماه بعد 


+کارهای زیاد ساده ای هستند که من انجامشان نداده ام. مثل همین فیلم دانلود کردن که از دیشب فهمیده ام خیلی روی روحیه ام تاثیر مثبت می گذارد.

+فیلم پشنهاد بدهید دانلود کنم. 

+نذر امسال محرمم را هم ادا کردم. لقمه های کوچک کوکو مرغ. خوشحالم.

+راستی، سایت جیم زحمت کشیده یکی از مطالب قبلی من را بازنشر کرده : جریان حیاتی نیتروژن





۱۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ مهر ۹۵ ، ۱۹:۲۸
آی دا
اگر دلیل دوستی آدم ها، صرفا دانش آدم ها باشد، کتابخانه ها بهترین دوست در دوستی اند. چرا که پای دلت را لگد نمیکنند و قند و چاییت را هدر نمی دهند و به موقع ساکتند و به موقع حرف می زنند.
"حسین پناهی"

بعد از اون شبی که یه سری وسایل یهویی از بالای کمد افتادند پایین و من جیغ کشیدم، و کل خونه تا مرز سکته رفتند، مامان تصمیم گرفت که به کتاب های کمد سر و سامونی بده.
دفتر مشق هام پیدا شد، دفتر نقاشی هام، کتاب های درسیم تو همه ی مقاطع تحصیلی و مهم تر از همه، کتاب هام.
کتاب خوندن من ریشه در بچگی داره.
سه چهار سالگی مثلا. خواهرم منو کتابخون کرد.
از افتخارات 8 سالگیم این بود که 100 تا کتاب قصه دارم و هر روز هم خودم شمارششون می کردم.
از همون وقتایی که سواد نداشتم و خواهرم کتابامو برام می خوند، تا همین الان که تنها همدم تنهایی هام کتابه، عاشق کتاب خوندنم.
تابستون داره تموم میشه.
تمام تابستون رو سخت کار کردم، رو پایان نامه م وقت گذاشتم و تنها تفریحم به غیر از دوچرخه سواری، کتاب خوندن بوده.
کتابام به موقع ساکتن و به موقع حرف میزنن. اونا پای دلم رو لگد نمی کنن.
من عاشق کتابام هستم.

+ راستی تو محل کاری که هم استفاده از هندزفری جرمه و هم کتاب خوندن، آدم باید چیکار کنه!
من الان یه مجرمم! و جدیدا هم بهم اخطار دادن که دیگه حق ندارم تو ساعات کاریم کتاب بخونم :دی
کی حرف گوش میده؟ دشمن !

+اینم مطالعاتی که تو تابستون داشتم.





۱۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۳۹
آی دا

پیشنهاد اپ1 : کرفس ، برای کالری شماری. اگه می خواین چاق یا لاغر بشین یا حتی اگه می خواین وزنتون ثابت بمونه، اپلیکیشن خیلی خوبیه. مخصوصا برای افرادی مثل من که به کیک پزی شیرینی پزی علاقه دارن و شکلات زیاد استفاده می کنن، باز دارنده ی خوبیه.

پیشنهاد اپ2: فیدیبو، کتابای خوبی داخلش داره، برای کسایی که می خوان از اوقاتشون بهترین استفاده رو ببرن. کتاب مورد علاقه ی من(خاطرات صد درصد واقعی یک سرخپوست پاره وقت) هم داخلش هست، البته با بهای 7200 تومان.

پشنهاد فیلم: (2015)room . چند شب پیش با خانواده دیدیم و لذت بردیم. برگرفته از رمانی به همین اسم هست.

پیشنهاد موزیک: این .


+تغییر اسم وبلاگم چطور بود؟ اصلا متوجه ش شدین؟

۹ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱ ۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۲۸
آی دا


نمیخوام بگم آدم بدبینی هستم؛ اما همیشه آینده نگری زیادم باعث میشه بیش از حد جوانبو بسنجم و به همه چیز؛ بیشتر از چیزی که ارزش داره فکر کنم. نمیدونم برای بقیه هم اینطور هست یا نه؛ وقتی انتظار یه روز سخت و خسته کننده رو داری؛ همه چیز اونقدر خوب پیش میره که تهش خنده ت میگیره؛ گاهی هم که فکر میکنی همه چیز حل شده ست، یهو یه اتفاقی میفته که تا ساعت ها فکرت مشغول میشه. من همیشه برای اینکه از زندگی رودست! نخورم، همیشه تمام تلاشمو میکنم که حتی تو چیزای مثبت، یه راه در رو بذارم، که فکر کنم ممکنه خراب بشه؛ که بعدا حتی اگه یک درصد خراب شد؛ غصه نخورم. تو تمام قرارملاقاتی های مهمم، تو تموم مهمونی های که از قبل براش برنامه ریزی میشه هر بیرون رفتن و گردشی، سعی میکنم به اون یه درصد بهم خوردنش هم فکر کنم. نمیدونم خصوصیت بدی هست یا نه؛ اما به هر حال خودمو اینجور بار آوردم که کمتر اذیت شم. البته اینو هم در نظر میگیرم که من رو خیلی اتفاقا حساسیت دارم که واسه خیلی ها بی ارزشه؛ واسه همین سپرم رو همیشه آماده و بالا نگه میدارم.

امروز رو فکر میکردم روز سختی باشه. اما روز ِ کاری؛ خیلی زودتر از چیزی که فکرشو میکردم تموم شد؛ وقتی به خونه رسیدم یه بسته سورپرازی از دوست جانم به مناسبت قبولی در دانشگاه انتظارمو می کشید و این منو تا آسمونا برد...عصر هم خوابیدم و کتاب خوندمو و غروب هم مامان منو با یه دسته گل زیبا  که خودش برام چیده بود؛ ذوق زده کرد. 

خب خوبه؛ همونطور که روحیه م اینقدر حساسه که از موضوعات خیلی کوچیک زود بهم می ریزم؛ عوضش زیبایی های دور و اطراف و موهبت های خدا رو هم بلدم ببینم و خوشحال باشم و میشه گفت این به اون در :)


:: ما از "یر به یر" برای گفتن مساوی بودن دو چیز استفاده میکنیم. این به اون در بودن.


۱۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۴ ، ۲۱:۳۲
آی دا

توی این دورانی که همه تا حلقوم  ِگوشی هایشان فرو رفته اند، یا حتی بالعکس، گوشی ها را در حلقوم خودشان فرو کرده اند؛ مانند کسی که میخواهد خودش را از منجلاب نجات دهد؛ دست و پا میزنم که کمی بیشتر در دنیای واقعی زندگی کنم. امروز صبح بعد از امتحان، پاهایم من را به سمت شهر کتاب کشید. ترجیح دادم پول ماسک صورت و سرم مو را بدهم کتاب بخرم. بالاخره تا وقتی که پول کم است؛ مجبورم بین چند تا گزینه، یکی را انتخاب کنم و هر چند بار به صورت رندومی، اندک پولم را به یکی از مهم های زندگیم، اختصاص بدهم. برای روحیه ی مشوش این روزهایم، خوشگلی کارساز نبود؛ کتاب نیاز بود. عطر کتاب را میخواستم و هرچند فقط خوراک دو روزم باشد؛ اما همین هم برایم کافی بود. در نهایت این دو تا صدایم زدند.

نامه های غلامحسن ساعدی به طاهره کوزه گرانی /نشر مشکی

خاطرات صد در صد واقعی یک سرخپوست پاره وقت/شرمن الکسی/ نشر افق



اگر از پول تدریس ریاضی و کامپیوتر به بچه مدرسه ای ها و همینطور درآمد ناچیز حاصل از ترجمه را فاکتور بگیریم؛ تا حالا حقوق واقعی نداشته ام. آقای مدیر نوید داده تا آخر تابستان اولین حقوقم را می گیرم. حقوق را نگرفته؛ خرج شده است. نه بابت چیزهایی که خودم دلم میخواهد. بلکه هرکسی چه به شوخی و چه جدی، تقاضای شیرینی کرده و مامان هم که ماجرای شیرینی را کاملا جدی گرفته، در این باره مصمم است. مسلما منظور همه از شیرینی؛ شکلات و یا حتی شیرینی ناپلئونی نیست؛ متاسفانه. اگر مامان با همین قطعیت بر تصمیمش پافشاری کند؛ و میم هم از هدفونش نگذرد؛ تا دو سه ماهی؛ باز هم حقوق ندارم؛ و ناله های بی پولی من را از همین تریبون می توانید دنبال کنید :)



۱۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۰۱
آی دا

دختری با گوشواره مروارید
نویسنده:تریسی شوالیه
مترجم:گلی امامی
ناشر:نشرچشمه
قیمت:12000تومان

داستان دخترک فقیری به نام"گری یت" با مذهب پروتستان هست که به عنوان خدمتکار وارد خانه ی نقاش معروفی به نام "یان ورمر" میشه و ناخوداگاه در جریان مشکلاتشون قرار میگیره. در این بین; بین دخترک و نقاش احساسی به وجود میاد که به هیچ عنوان ابراز نمیشه; اما از طریقه سلیقه و علایق مشترکشون که چیزی جز رنگ ها و نقاشی نیست بر خواننده هویدا میشه. نویسنده در کتاب صادقه و از هیچ کس بت نمیسازه بلکه آدما رو با خوبی ها و بدی هاشون نشون میده...همچنین مقابله ی همیشگی پروتستان و کاتولیک;در کتاب آشکاره.نام کتاب برگرفته از تابلویی با همین نام در موزه ی هلنده که نقاشش هم یان ورمر هست. با ترجمه ی روانی که داره خوندنش رو توصیه میکنم.
قسمتی از کتاب:
مادرم نگفت که می آیند.بعدا اشاره کرد که نمی خواسته عصبی به نظر برسم.تعجب کردم;آخر فکر کردم مرا بهتر می شناسد.من آدم ارامی هستم.نوزاد که بودم گریه نمی کردم.فقط مادرم متوجه آرواره ی بهم فشرده و گشادگی چشمان بیش از حد درشتم می شد.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۴ ، ۱۳:۲۶
آی دا

MIA جان ازم دعوت کرده که یه لیست از کتابای مورد علاقه م رو بذارم. البته کتابایی که خوندم خیلی زیادن؛ اما چند تاییش رو لیست میکنم که موقع خرید اگه در موردشون حضور ذهن داشته باشین خوبه.


1-در هوای او/آندره موروآ/الهام دارچینیان/نشر افست گرافیک

2-عقاید یک دلقک/هاینریش بل/اسماعیل زاده/نشر چشمه

3-من او را دوست داشتم/آنا گاوالدا/الهام دارچینیان/نشرقطره

4-دختری با گوشواره مروارید/تریسی شوالیه/گلی امامی/نشرچشمه

5-ناطوردشت/دی جی سلینجر/متین کریمی/نشرجامی

6-دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد/آنا گاوالدا/الهام دارچینیان/نشرقطره

7-مجموعه کتاب های آنه شرلی/ال ام مونتگمری/سارا قدیانی/نشر قدیانی

8-مجموعه کتاب های آگاتا کریستی/نشر کارگاه

9-طاعون/آلبرکامو/رضا سید حسینی/نشر نیلوفر

10-دیوانه وار/کریستین بوبن/سید حبیب گوهری راد/نشر راد مهر


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ تیر ۹۴ ، ۱۲:۳۶
آی دا

دونه دونه معرفیشون هم میکنم به زودی :)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۴ ، ۱۷:۳۶
آی دا


نویسنده:یوهانا اشپیری
مترجم:شهین دخت رئیس زاده
ناشر:شرکت انشارات علمی و فرهنگی
+هایدی اروپایی شده ی اسم خودم است ^_^

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۴ ، ۲۰:۳۸
آی دا
دختری مستقر در ماه - The Phantom of the Opera(شبح ِ تماشاخانه)

 

The Phantom of the Opera

Writer:Jennifer Basset

Stage 1

OXFORD BOOKWORMS

Price: 4000 Toman

 

+بعد از سطح استارتر، که داستان هاش خیلی ساده ان، داستان های Stage 1 هستن، که باز هم به نظر من خیلی ساده هستن و دایره ی لغاتش کمه...

اگه به خوندن داستان های انگلیسی علاقه دارین، پیشنهاد میکنم در ابتدا در یکی از سطوح کتابی رو بردارین، بعد که متوجه شدین بالاتر از اون سطح رو میخواین یا پایین تر از اون، رو همون سطح مناسبتون کار کنین. مثلا من الان متوجه شدم که احتمالا Stage 3  برام مناسب تره. چون این کتاب دایره ی لغات زیادی نداشت و زود تمومش کردم.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۸:۵۶
آی دا