مستقر در ماه

شب نویس

پنجشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۷، ۰۱:۱۶ ق.ظ

اینقدر زندگیم بهم ریخته شده که دلم میخواد جیغ بکشم.

در همین راستا بعد از افطار رفتم با دوچرخه یه دوری زدم، هرچند که مامان گفت درست نیست الان بری بیرون(از لحاظ شب بودنش).

درست نیست؟

کی این محدودیت ها رو تعیین میکنه؟ که جلوی در خونه ی خودمون نتونم دوچرخه سواری کنم؟

در هر حال رفتم و خوب هم بود.


دوست دارم بعد از ماه رمضون، از صبح برم کتابخونه، اما خب تمام کارم با لپ تاپه و بدون لپ تاپ نمیتونم کاری کنم، کتابخونه از خونه دوره و من توانایی جسمی برای هر روز کشیدنش رو ندارم؛ از طرفی واقعا خونه موندن داره دیوووووونه م میکنه.

کلاس خط گزینه ی بعدیه. که باید ببینم واقعا حال و حوصله ش رو دارم یا نه.


موضوعی که با توجه به مطالب وبلاگ ازم سوال میشه یکیش مهاجرته یکیش ازدواج.

در مورد ازدواج باید بگم که چیزی نیست که همین روزا اتفاق بیفته، هر موقع شد میام خبرتون میکنم و انشاالله دعوتین! پس اینقدر نگران نباشین که چی شد چرا خبری نمیشه...با توجه به برنامه ریزی هامون به این زودی امکانپذیر نیست...

بعدی مهاجرته. این فقط تصمیمیه که گرفته شده و به وقوع پیوستنش مستلزم یه عالمه پوله که من ندارم. این هم اگه بخواد اتفاق بیفته پروسه داره و به خیلی چیزا مربوطه که دست هیچکس نیست.

فکر کنم چون دارم زبان میخونم هی برای همه سوال میشه و دلشون میخواد مستقیم و غیرمستقیم ازم بپرسن. من کلا به زبان علاقه دارم، چه بخوام برم چه نرم، به زبان خوندنم ادامه میدم.

دیگه همینا.

ممنون میشم اگه سوالی دارین با اسم و آدرس مشخص ازم بپرسین، اینطوری برام ناراحت کننده ست که به افراد ناشناس بخوام توضیح بدم.

دیگه همین دیگه، به زندگی ادامه میدیم ببینیم خدا برامون چی میخواد....

نظرات  (۶)

واسه دکتری بخوای بری با فاند و این صحبتا هزینش کمتره ها. یعنی میخوام بگم اونطوریام نیس. من دارم واسش انرژیای خوب خوب میفرستم :)
پاسخ:
آره.
اما یه ذره قضایا در هم پیچیده شده با ازدواج و اینا، سخت شده. سخت که نه، یه ذره زمان بر...
مرسی عزیزم :*
اون خط اول متنتو خیلی درک میکنم
پاسخ:
 بیا بندازیم تقصیر ماه رمضون!
کاملا میفهمم چی میگی!
پاسخ:
اوهوم اوهوم
۱۷ خرداد ۹۷ ، ۱۳:۲۵ مصطفا موسوی
ایرادی نداره میتونی جیغ بکشی
پاسخ:
ممنون که اجازه شو صادر کردی!
۱۷ خرداد ۹۷ ، ۱۳:۳۲ مصطفا موسوی
دیگه چیکار کنیم آشنایی
پاسخ:
:|
۱۷ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۱۱ مسعود حقدادی
اینکه یکی وبلاگ داشته باشه و اهل نوشتن دلیل این نمیشه که بخواد تمام جزئیات زندگی شو واسه خواننده توضیح بده 
من جای شما بودم جواب این به اصطلاح کنجکاوی ها رو نمیدادم

کلا یکی از عیبهای این زندگی شاید مدرنیته همین فضولی ها و  سرک کشیدن های بی مورد و اضافی هست 
کاش یکم فکر میکردیم 
عصبی شدم 
پاسخ:
من تا جایی که میتونم دلم میخواد به بقیه کمک و راهنمایی کنم، اما بعضی سوالات واقعا ناراحت کننده ست.
دیگه چه میشه کرد...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">