مستقر در ماه

باز آمد بوی...

شنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ۰۴:۵۹ ب.ظ

امروز دهم بود. اگه بولت ژورنالی که تو پست های قبلی گذاشتم رو نگاه کنین، میبین رو دهم و سیزدهم ضربدر زدم. یعنی تاریخ های مهمی ان.

کل امروز اینقدر استرس کشیدم که خدا می دونه.

اگه این هفته درست شه همه چیز، میام می نویسم که چی و چطور و موضوع چیه. احتمالا. خوان دوم من بعد از مقاله ست در واقع. 

الانم که دارم می نویسم بازم از فرط استرس دلم درد گرفته و سر درد دارم!!!


مهر نزدیکه! چقدر آرزو داشتم دوباره دانش آموز بودم! یادمه وقتی داشتم برای کنکور ارشد میخوندم، به همکلاسیم گفته بودم کاش ترم یک لیسانس بودم! گفت بود من دوست دارم ترم یک ارشد بشم بعد تو دلت میخواد برگردی عقب؟؟

الانم قضیه همینه. حالا که جون کندم روزای زیادی رو گذروندم هوس کردم دوباره دانش آموز بشم :| ... کلا معکوسم.


+خبر خاصی نیست. پنجشنبه دو تا عروسی دعوت بودم. یکی عروسی خانم سین و آقای انباردارسابق که رفتم کادو دادم فقط و بعدش رفتم عروسی دخترعمه م. تنوع خوبی بود هرچند زود گذشت.

+نمی دونم چرا اینا رو دارم می نویسم. این روزا، روزای عجیب غریبی ان در واقع! احتمالا می نویسم که یادم بمونه چه روزای پر فراز و نشیبی رو گذروندم.

+ زبان؟ هشت تا کتاب دور و برم ریخته که یا خوندم یا در حال خوندنم. البته روزی نهایت سه چهار ساعت براش وقت بذارم که اونم مفید نیست. بیشتر دارم تفننی کار می کنم.

نظرات  (۳)

۱۰ شهریور ۹۷ ، ۲۰:۴۹ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
من دوست دارم همین دوران کارشناسی رو تافت بزنم بمونه!
پاسخ:
خوشبحالت من کارشناسیمو دوست نداشتم
۱۰ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۵۲ مصطفا موسوی
هی هردفعه میای میگی دفعه بعد میگم چی بود :|
پاسخ:
اگه مهمه بگم؟
در مورد مدرکه

منتظر اتفاق خوبه باش دوست من
پاسخ:
ممنونم ایشالا:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">